ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٤ - ١٩ - رسول خدا به على(ع) هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد
يزيد گويد بامام ششم ٧ عرض كردم بما رسيده كه رسول خدا ٦ بعلى ٧ هزار باب آموخت كه از هر بابى هزار باب ديگر گشوده ميشد حضرت فرمود آرى درست گفتهاند امام پنجم ٧ فرمود كه على ٧ فرموده است رسول خدا ٦ بمن هزار باب آموخت كه از هر بابش هزار باب گشوده مىشود.
عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه ميگويد شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود كه رسول خدا ٦ بعلى ٧ هزار باب آموخت كه از هر باب هزار باب گشوده مىشود.
ابى بصير گويد بر امام ششم وارد شدم گفتم شيعه حديث ميكنند كه رسول خدا بعلى ٧ بابى آموخت كه هزار باب از آن گشوده ميشد و از هر بابى هزار باب ديگر دريافت ميگرديد امام ششم ٧ فرمود اى ابا محمد (كنيه ديگر ابو بصير بوده) بخدا سوگند رسول خدا ٦ بعلى ٧ هزار باب از علم آموخت كه از هر باب آن هزار باب گشوده ميشد عرضكردم بخدا علم و دانش اينست فرمود همانا علم اين است و جز آن نيست و كسى را بر آن دسترس نيست امام ششم ٧ فرمود رسول خدا ٦ در آن بيمارى كه وفات نمود فرمود دوست مرا براى من بخوانيد آن دو زن (عايشه و حفصه) فرستادند پدران خود را آوردند چون آمدند و چشم پيغمبر ٦ بآنها افتاد روى مبارك خود را از آنها گردانيد و باز فرمود دوست مرا بخوانيد فرستادند حضور على ٧ چون آمد خود را بروى او افكند و پيوسته با او گفتگو كرد و كرد تا چون على بيرون آمد آن دو تن (ابو بكر و عمر) آن حضرت را ملاقات كردند