ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥ - فصل دوم
فصل يكم
١- تقواى خدا را شعار خود كند و از دستورات قرآن او از فرائض و سنن پيروى نمايد زيرا هيچ كس خوشبخت نگردد مگر به پيروى آنها و بدبخت نشود مگر بانكار و عمل نكردن بدانها ٢- خداوند سبحان را با دست و دل و زبان يارى كند زيرا خداى جل اسمه ضامن يارى و عزت كسانى است كه او را يارى كنند و عزيز شمارند.
٣- خود را از شهوترانى و سركشى باز دارد، زيرا نفس بطبع خود بدخواه است مگر خدا رحم كند.
اى مالك من ترا بكشورى فرستادم كه پيش از تو دولتهاى عادل و ظالمى بخود ديده. مردم بهمان چشم تو را مىبينند كه تو واليان پيش از خود را مىبينى و در باره تو همان را ميگويند كه در باره آنها ميگوئى خداوند مردمان نيك و شايسته را بزبان بندگان خود معرفى ميكند.
فصل دوم
م ١- محبوبترين پس انداز نزد تو ذخيره كار نيك باشد.
٢- دل خود را مالك باش و خود را بدان چه بر تو روا نيست مفروش، خود دارى كار عادلانه است كه نسبت بخود انجام دادى چه نسبت بدان چه دوست دارى و چه نسبت بآنچه بد دارى.
٣- دل خود را نسبت برعيت پر از مهربانى و دوستى و لطف كن، نسبت بآنها چون درنده آزار بخشى مباش، خوردن آنها را غنيمت مشمار زيرا از دو كس بيرون نيستند يا برادر دينى تو هستند يا آفريدهاى چون تو و همنوع تو محسوبند كه در معرض لغزش و خلافكارى ميباشند و از روى عمد يا خطا گاهى دست درازى ميكنند،؟؟؟ عفو و چشم پوشى خود باندازه كه از عفو و چشم پوشى خدا توقع دارى بآنها بده. تو بالا دست آنها و كسى كه تو را گماشته بالا دست تو است و خداوند بالا دست كسى است كه تو را والى كرده و كار آنها را بتو گذاشته و ترا بدانها امتحان كرده.
٤- هرگز بجنگ و ستيز با خدا بر مخيز زيرا تاب انتقام او را ندارى و از عفو و رحمتش بىنياز نيستى.