ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦ - ٢ - احتجاج - بقول امروزيها ميتينگ
نيستى و نابودى مىافتاد، روى اين زمينه على ٧ دست بمقاومت سلمى زد و نقشههاى چندى را انجام داد:
١- تشكيل اقليت مخالف.
على ٧ بمخالفت بست و بند سقيفه كه سر و صورت عرفى بخود گرفته بود برخاست و در خانه نشست و خاندان معصوم وى با چند تن از سران بزرگ اصحاب هم گرد او فراهم شدند كه زبير و سلمان و مقداد و ابو ذر در ميان آنها نامدار و با اعتبار بودند هسته مركزى و عضو مهم و فعال اين اقليت حضرت فاطمه زهرا ٣ دختر پيغمبر ٦ و سلم بود كه هم داراى مقام عصمت و هم مورد سفارش خصوصى پيغمبر و هم مورد احترام و دلسوزى و رقت بود، اين اقليت مخالف پشت حكومت ابو بكر را لرزانيد و با همدستانش چنان انديشيدند كه بهر قيمتى تمام شده پيش از آنكه آواز مخالفت آنها بگوش مردم بيرون برسد آن را منحل كنند، خانه پيغمبر بسختى محاصره شد و به آتشسوزى مورد تهديد قرار گرفت و يك دسته از مأمورين جدى ابو بكر بهمراهى عمر ميان خانه فاطمه زهرا ريختند و آن حضرت را بسختى آزردند و على را با اهانت بسيار بمسجد كشيدند و ياران او را متفرق ساختند، اين سختى و جسارت همه مردم را تا حد نوميدى مرعوب و هراسان ساخت و در حقيقت حكومت ابو بكر را پى ريزى كرد و برنامهاى هم بمردم تقديم نمود كه مفاد آن اينست «حق با زور و سر نيزه است» اين اقليت بنتيجه مثبتى نرسيد.
٢- احتجاج- بقول امروزيها: ميتينگ
زندگانى على ٧ در عصر خلفاء سراسر احتجاج بر ضد حكومتهاى نارواى مخالفين او است ولى اول ميتينگ مهم آن حضرت بر ضد خلافت ابو بكر پس از بست و بند سقيفه و دفن پيغمبر در مسجد برپا شد اين ميتينگ پس از انحلال اقليت گذشته بود شرح آن در تاريخ چنين است.
دستهاى از انصار و ديگران كه در سقيفه بودند با ابو بكر بيعت كردند با اينكه على ٧ دست بكار غسل دادن و كفن كردن رسول خدا ٦ و سلم بود، چون از آن پرداخت بر جنازه آن حضرت نماز خواند و همه مردم هم كه با ابو بكر بيعت كرده بودند يا نكرده بودند بر جنازه آن حضرت نماز خواندند سپس على ٧ بهمراهى زبير آمد در مسجد نشست و بنى هاشم گرد او انجمن شدند، بنى اميه هم گرد عثمان انجمنى كردند و بنو زهره گرد عبد الرحمن بن عوف همه آنان در مسجد بودند كه ابو بكر و عمر و ابو عبيده پسر جراح بمسجد آمدند گفتند واى چرا دسته دسته نشستهايد برخيزيد با ابو بكر بيعت كنيد زيرا انصار و مردم ديگر با او بيعت كردهاند.