ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٥ - ٣٥ - خدا از روزى كه زمين را آفريده تاكنون هفت طبقه دانايان و خردمندان در آن جا داده
از قبائل مختلفه بودهاند همه آنها را تلاوت ميكرده و هر كدام مطابق لهجه و لغت خود قرائت مخصوصى را ياد ميگرفتهاند.
دوم- آنكه قرآن بيك لغت بخود پيغمبر نازل ميشده ولى چون پيغمبر از خدا رخصت گرفته بود بلهجهها و قرائتهاى مختلفه بامت ياد ميداد و چنانچه نماز فرض اللَّه و فرض النبى دارد قرآن هم از نظر قرائتهاى مختلفه داراى فرض اللَّه و فرض النبى است و فرض النبى هم چون برخصت خدا است قرآن حقيقى است بنا بر اين چنانچه من معتقدم همه قرائتهاى مختلفه حتى قرائتهاى شاذه پس از ثبوت و يقين قرآنست و اگر در موردى احكام مختلفه هم از قرائتهاى مختلفه استفاده شود ضرر ندارد زيرا حمل بر تخيير و يا نسخ ميگردد.
٣٥- خدا از روزى كه زمين را آفريده تاكنون هفت طبقه دانايان و خردمندان در آن جا داده.
محمد بن مسلم گويد از امام پنجم شنيدم ميفرمود خداى عز و جل از آن هنگامى كه زمين را آفريده هفت دسته از دانايان و خردمندان را كه فرزند آدم ابو البشر نبودند در آن جا داده، همه آنان را هم از روى زمين آفريد و هر دستهاى را پس از ديگرى در عصر خود در آن جا داد. سپس خداى عز و جل آدمى كه پدر اين بشر موجود است آفريد و نژادش را از وى پديد آورد بخدا از روزى كه خدا بهشت را آفريده مورد استفاده مؤمنان بوده و از آن روزى كه دوزخ را آفريده در كار عذاب كافرين گنهكار بوده شايد عقيده شماها اين باشد كه چون روز قيامت شد و خدا بدنهاى اهل بهشت را با روحشان ببهشت برد و بدنهاى دوزخيان را با روحشان در آتش برد ديگر كسى نيست كه در زمين او را بپرستد و بيگانگى و بزرگى بستايد. آرى بخدا خلقى ديگر بدون وسيله ماده و نر بيافريند كه او را بپرستند و بيگانگى ستايش كنند و براى آنان زمينى بيافريند كه آنها را بردارد و آسمانى كه بر آنها سايبان باشد، نيست كه خدا (در سوره ابراهيم آيه ٤٨) ميفرمايد روزى كه زمين زمين ديگرى گردد و آسمانها آسمانهاى ديگر؟ و (در سوره ق آيه ١٥) بر سبيل انكار ميفرمايد آيا ما از آفرينش نخست در مانديم؟
بلكه آنها در پوشش تازهاى از آفرينش بسر ميبرند