ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٣ - يكى از آن دو يهودى آغاز سخن كرد
آن دو گفتند بفرمائيد بدانيم شما كيستيد؟
فرمود من على پسر ابى طالب برادر خوانده پيغمبر ٦ شوهر فاطمه ٧ پدر حسن و حسين ٧ جانشين بر حق پيغمبر خدا بطور اطلاق داراى همه منقبتها و عزتها و راز دار پيغمبر ميباشم.
يكى از آن دو يهودى آغاز سخن كرد
١- من و تو در نزد خدا چه هستيم؟ من تا خود را شناختم مؤمنم و تو تا خود را شناختى كافرى و سرانجام ترا در آينده خدا دانا است.
٢- چه جاندار بود كه در جاندار ديگرى جا داشت و خويشى و پيوند نژادى ميان آنها نبود؟
آن يونس بود كه در شكم ماهى جا گرفت.
٣- چه گورى بود كه صاحب خود را گردش داد؟ همان يونس بود كه ماهى او را در هفت دريا گردانيد.
٤- آفتاب از كجا برميآيد؟ از ميان دو شاخ شيطان شرح- دو شاخ شيطان دو قوه غضب و شهوت است كه در مزاج هر انسانى وسيله نفوذ و تأثير وسوسههاى شيطان ميباشند، همه خلافهاى انسان نسبت بدستورات عقل و شرع بواسطه شهوت يا غضب است و بلكه كليه تعديات و فشارى كه در عالم بوجود مىآيد گو اينكه گناه هم شمرده نشود از اثر اين دو قوه است شهوت در طبع خود گرم و حرارت خيز است و غضب در طبع و اثر خود سرد و برودت انگيز و اين دو نمايش از نظر اخلاق انسان و ساير جانداران شهوت و غضب تعبير ميشوند و نظر بكلى عالم عناصر گرمى و سردى تعبير ميشوند و چون مورد تطبيق را كليه ماده اعتبار كنيم و از نظر عام فضا كه اساس گردش سيارات و كواكب است بسنجيم همان قوه جاذبيه و دافعيه عامه است كه مطابق نظر دانشمند معروف نيوتن اساس انتظام و حركت منظومههاى شمسى است قوه جاذبيه از حرارت مركزى شمس پيدا مىشود و قوه دافعيه در اثر سردى سيارات است كه آنها را بصورت صخره بىنور و سنگينى درآورده است.
مطلع آفتاب بر هر افقى تطبيق مىشود و هميشه آفتاب نسبت بيك افقى در حال طلوع است و نسبت بافق برابر آن در حال غروب و اين طلوع و غروب از نظر منشأ آن بتوسط دو قوه جاذبيه عامه و دافعيه عامه پديد مىشود و از نظر تأثير آن در موجودات ماديه مبدأ پيدايش گرمى و سردى پى درهم است كه اساس نمو و ترقى موجودات ماديه است و چون اين گرمى و سردى در مزاج حيوانى تركيب شود اخلاط اربعه پديد آيد كه خون و بلغم و صفراء و سوداء ناميده شده است و همه اعضاء بدن انسان از اين چهار ماده آفريده شده است و تأثيراتى كه از احساسات انسان در خون منعكس مىشود منشأ شهوت و غضب است و اين تأثرات از تماس و ارتباط با موجودات ماديه پديدار مىشود كه در اثر گرمى و سردى پديد ميشوند و از نظر انعكاس آن در مزاج انسان و سائر حيوانات شهوت و غضب ناميده ميشوند بنا بر اين تعبير حديث از مطلع آفتاب باينكه در ميان دو شاخ شيطانست بسيار تعبير جامع و دقيقى است كه همه اين مراحل را در نظر دارد و چون توجه او بخصوص جنبه اخلاقى تعلق گرفته اين تعبير را روى اساس شهوت و غضب برده است كه محصول همه مراحل و نتيجه جامعه عالم ماده است در وجود انسان از راه شهوت و غضب در همه مفاسد واقع مىشود و در تحت نفوذ شيطان كه رمز هر ضلالت و گمراهى و فساد و هرزهگى است واقع مىشود از آن بدو شاخ شيطان تعبير شده است. و مقصود از عين حاميه. چشمهسار گرم كه مغرب آفتاب تشخيص داده شده است نسبت بهر افقى همان طبقه هواى بخارى است كه در سطح دريا يا صحرا نسبت بهر افقى محل غروب آفتاب محسوب مىشود و بواسطه انكسار شعاع ديده در آن قرص آفتاب بزرگتر نموده مىشود و در اثر تراكم بخار افقى تيره نمايش ميكند كه ديگر خيرگى در ديده پديد نميشود از اشعه خورشيد كه در ساير ساعات روز پديد مىشود.
٥- بكجا فرود ميرود؟ در چشمه سارى گرم دوستم رسول خدا ٦ بمن فرمود در هنگام بالا آمدن و فرود شدن آن تا اندازهاى يك نيزه يا دو نيزه نباشد نمازى مخوان.
٦- كجا بود كه آفتاب يك بار تابيد و ديگر هيچ در آنجا نتابيد؟ در تك دريا بود كه براى عبور بنى اسرائيل از آن خداوند آن را شكافت.
٧- پروردگار تو حمل ميكند يا حمل مىشود؟ پروردگار من همه چيز را بتوانائى خود حمل ميكند و هيچ چيز تاب تحمل عظمت او را ندارد- عرض كرد چگونه خدا ميفرمايد عرش پروردگار