ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧ - چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟
شده بودند در اين ميان نعيم بن عبد اللَّه بعمر برخورد گفت عمر كجا ميروى.
من ميروم اين محمد كه از كيش قريش بيرون رفته و دودستگى ميان قريش انداخته و عقائد آنها را سفاهت شمرده و دين آنها را نكوهش كرده و معبودان آنها را دشنام داده بكشم.
واى ميخواهى دستى دستى خود را بخطر اندازى و نابود كنى! اى عمر گمان كن دست يافتى و محمد را كشتى مگر خاندان عبد مناف هم تيرههاى محمد ميگذارند ديگر تو زنده روى زمين راه بروى اگر راست ميگوئى بيا برو از درون خانه خود خبرى بگير و كسان خود را درست كن.
كدام كسان خانه خودم.
عجب خبر ندارى. داماد و عموزادهات سعيد و خواهرت فاطمه هر دو مسلمان شدهاند و پيرو دين محمد گرديدهاند اگر ميخواهى كارى بكنى بيا و برو دنبال آنها.
عمر بقصد خواهر و داماد خود بسمت خانه آنها رفت اتفاقا وقتى رسيد كه خباب در خانه آنها بود و سوره طه را بفاطمه خواهر عمر مىآموخت عمر در نتيجه زد و خورد مختصرى وارد گفتگو شد و به مبلغ زبر دست اسلام خباب معرفى شد و اسلام آورد به بين يكنفر مسلمان سرى چه خدمت بزرگى باسلام و جمعيت مسلمانان انجام داد از اين گذشته پس از هجرت پيغمبر بمدينه و تشكيل حكومت اسلامى و تشريع قانون هجرت باز هم مسلمانان سرى وجود داشتند و وظيفه جاسوسيهاى بزرگ بنفع اسلام انجام ميدادند در اين ميان سرگذشت نعيم بن مسعود اشجعى در موقع خود جنگ احزاب كه ده هزار قشون متحد قريش و قبائل عرب دور مسلمانان را گرفتند و يهود هم پيمان صلح را شكستند بسيار قابل توجه است، جنگ احزاب سختترين مواقع اسلام و خطرناكترين دورههاى تاريخ اسلام است و همين نعيم بن مسعود كه يك تن مسلمان سرى بود جمعيت مشركين و يهود مدينه را با هم دشمن ساخت و سبب فرار ده هزار قشون كه ميخواستند مدينه و مسلمانان را يك بار ببلعند فراهم كرد از اينجا روشن شد كه اسلام سرى هم در دين پيغمبر تشريع شده و مورد اعتبار بوده و اگر ابو طالب در سازمان اسلام جزء مسلمانان سرى باشد خلافى نكرده.
دوم اينكه چرا ابو طالب اسلام خود را رسمى و آشكار نكرد.
براى توضيح اين مطلب بايد بموقعيت ابو طالب و وضع اجتماعى و سياسى مكه و قبائل متوجه شد. وضع قبائل قريش و تشكيلات سياسى آنها بشرح زير زير بود: