ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥ - نمونههائى از تبليغات اسلامى ابو طالب
|
بدان اى بهترين مردم كه محمد |
همكار موسى و مسيح، زاده مريم است |
|
مثل آنها دين حقى آورده است همه آنان بدستور خدا هدايت ميكردند و محفوظ بودند شما در كتاب خود ميخوانيد كه محمد* براستى از جانب خدا خبر ميدهد نه بدروغ* براى خدا شريكى نگيريد و اسلام آريد* زيرا طريق حق تيره و تاريك نيست* ٢- در سيره ابن هشام (ج ١ ص ١٥٧) گويد ابو طالب از فرزند خود على ٧ پرسيد پسر جانم اين چه دينى است كه تو دارى؟
پدر جان بخدا و رسول خدا گرويدم و بدان چه از خدا آورده تصديق كردم و با او نماز خواندم و از او پيروى ميكنم.
پسر جانم رسول خدا جز بخير و نيكى تو را دعوت نكرده است با او همراه باش و دست از او برمدار.
٣- ببرادرش حمزه سفارش كرد كه اسلام آورد و از دين اسلام حمايت كند و اشعارى بدين مضمون خطاب بوى سرود:
اى حمزه بدين احمد شكيبا باش* دين را آشكارا كن تا توفيق صبر يابى** پاسبانى كن از كسى كه اين دين را از نزد پروردگارش آورده* براستى و حقانيت اى حمزه كافر مباش* من شادم از اينكه بگويند تو مؤمنى* براى خاطر خدا يا رسول خدا باش** بدينى كه پيغمبر آورده ميان قريش فرياد كن* آشكارا بگو احمد ساحر نبوده و نيست* ٤- عمران بن حصين خزاعى بازگو كرده است كه جعفر بدستور پدرش ابو طالب به پيغمبر ايمان آورد، روزى ابو طالب با فرزند خود بپيغمبر گذشت. پيغمبر در نماز بود و تنها على در سمت راست با آن حضرت نماز ميگذاشت ابو طالب بجعفر فرمود نمىبينى يك پهلوى عموزادهات تهى است برو دست چپ او را پيوست كن جعفر آمد و با پيغمبر نماز كرد چون پيغمبر نماز را تمام كرد فرمود اى جعفر بال عمو زاده خود را پيوستى خدا بعوض آن دو بال بتو بدهد كه با آنها در بهشت پرواز كنى ابو طالب هم اين اشعار را سرود:
براستى على و جعفر مورد وثوق منند* هنگام دشوارىها و پيش آمدهاى روزگار* پسر عم خود را يارى كنيد و دست از او برنداريد* كه پدرش در ميان همه برادر پدر و مادرى منست*