ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٣ - ٧ - در خرماى برنى نه خصلت است
و در خاندان من كارگزار است و در ميان خاندان من جانشين و وصى من است و آن سه كه در آخرتست پرچم حمد را بمن ميدهند و من باو ميدهم كه آن را بكشد و در هنگام شفاعت گناهكاران به وى تكيه ميكنم و در كليدهاى بهشت بمن كمك ميدهد. و اما آن دو كه نسبت به وى براى من اميد بخشند پس از من بكفر و گمراهى بر نميگردد و اما آن يكى كه از آن بر وى بيم دارم اينست كه پس از من قريش بيعت او را بشكنند و در باره او نيرنگ زنند.
٦- نه چيز است كه هر يك آفتى دارند-
رسول خدا فرمود آفت حديث كردن، دروغ- گفتن است.
و آفت دانش فراموشى است و آفت حلم سفاهت و سبكى است و آفت عبادت سستى است و آفت ظرافت و خوشمزگى لاف زدن است و آفت شجاعت ستم كردن است و آفت سخاوت منت نهادن است و آفت زيبائى خود فروشى و تكبر است و آفت حسب و خانواده فخر كردن است و بخود باليدن.
٧- در خرماى برنى نه خصلت است.
امام يكم فرمود در آن ميان كه نزد رسول خدا بوديم ناگاه نمايندگان عبد القيس شرفياب حضورش شدند سلام كردند و يك جلد خرما خدمت آن حضرت گذاشتند رسول خدا فرمود صدقه است يا هديه؟
عرض كردند هديه است يا رسول اللَّه؛ فرمود از كدام نوع خرماهاى شما است؟
عرض كردند برنى، فرمود در اين نوع خرماى شما نه خصلت است براستى اين جبرئيل است كه بمن خبر ميدهد در آن نه خصلت است دهن را خوشبو ميكند، معده را پاك ميكند طعام را گوارا ميكند.