ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٢ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
قرار داد.
٣٣- رسول خدا ٦ سر در گوش من گذاشت و آنچه بوده و تا روز قيامت خواهد بود بمن آموخت خدا آن را بر من بزبان پيغمبرش ٦ جارى ساخت.
٣٤- نصارى مدعى شدند كه با پيغمبر ٦ مباهله كنند خدا (در سوره آل عمران آيه ٦١) فرو فرستاد كه هر كس در دين اسلام با تو محاجه ميكند پس از آنچه با منطق علم براى تو آمده بگو پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و نفسهاى ما و نفسهاى شما را دعوت ميكنيم، سپس لعنة خدا را بر دروغگويان قرار ميدهيم در اينجا نفس من نفس رسول خدا ٦ بود و منظور از زنان فاطمه زهرا ٧ و از پسران حسن و حسين ٧ است سپس جمعيت نصارى پشيمان شدند و از رسول خدا ٦ استعفاء كردند و پذيرفت بحق آنكه تورات را بر موسى و قرآن را بمحمد ٦ فرستاد اگر با ما مباهله كرده بودند همه بصورت ميمونها و خوكها مسخ ميشدند.
٣٥- رسول خدا ٦ روز جنگ بدر مرا فرستاد يك كف ريگ گروه شده را حضورش بياورم من آنها را گرفتم و بوئيدم بناگاه بوى مشك از آنها ساطع بود من آنها را حضور پيغمبر ٦ آوردم كه آن حضرت آنها را بمشركان پرتاب كرد چهار دانه آنها از فردوس بود يك دانه از مشرق و يكى از مغرب و يكى از زير عرش با هر دانه صد هزار فرشته بود كه براى يارى ما آمده بودند خداوند باين فضيلت احدى را گرامى نداشته نه در پيش از اين و نه در آينده.