ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٠ - ٤ - شانزده صنف از امت محمد
١٠- خوره داران كه سنگ دوزخ باشند و در آن درآيند.
١١- مابونها هيچ كدام را نمىبينى جز آنكه بهجو ما سرود ميخواند و مردم را بر ما ميشوراند.
١٢- اهل شهرى كه سيستان نام دارد آنان با ما دشمنند و در اظهار دشمنى آنها بدترين خلقند عذابى كه بر فرعون و هامان و قارون است بر آنها باد.
١٣- اهل شهرى كه رى نام دارد آنها دشمنان خدا و رسول خدا و دشمنان خاندان اويند جنگ با خاندان پيغمبر ٦ را جهاد ميپندارند و مال آنها را غنيمت ميشمارند عذاب رسواكننده در دنيا و آخرت از آن آنها است و در آن پاينده هستند.
١٤- اهل شهرى كه موصل نام دارد آنان بدترين كسانند كه روى زمينند.
١٥- اهل شهرى كه زوراء نام دارد و در آخر زمان ساخته مىشود كه بخون ما شفا ميطلبند و به كينه و دشمنى ما تقرب ميجويند در دشمنى با ما همداستانند جنگ با ما را واجب ميدانند و كشتن ما را لازم ميپندارند پسر جانم از اينان در حذر باش، در حذر باش دو تن اين گونه اشخاص با خانواده تو تنها نشوند جز آن كه قصد كشتن او را كنند، لفظ اين روايت از اول تا آخر از تميم بن بهلول است.
شرح- پانزده صنف شمرده شده و يك صنف ساقط شده.
در اين حديث شانزده صنف را بدشمنى و عداوت خاندان پيغمبر معرفى كرده است، بايد در موضوع اين حديث نكات زير را در نظر داشت.
١- اين حديث از نظر سندهاى متعددى كه شيخ صدوق براى آن ذكر كرده ضعيف و غير قابل اعتماد است زيرا شرح رجال سندهاى آن از نظر تتبع در رجال از اين قرار است.
احمد بن حسن قطان- توثيق نشده بلكه سيد صدر الدين در حاشيه منتهى المقال از قرار نقل رجال مامقانى او را از راويان عامه دانسته.