ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٧ - ٣ - طريقه شناختن ظهر در هر يك از ماههاى دوازدهگانه رومى با سايه انسان
و چون دستش را گرفتم روى او و همكاران و پيروانش سياه شود و قدمهايشان بلغزد و دلشان بطپد من ميگويم پس از من با ثقلين چه كرديد؟ ميگويند بزرگتر را دروغ شمرديم و مخالفت كرديم و كوچكتر را مخذول كرديم و مردم را از دور او متفرق نموديم من ميگويم براه رفيقان خود برويد تشنه و خسته با روى سياه بر ميگردند و يك قطره از آن نميچشند سپس آن مثل با پرچم خود بر من وارد مىشود و دستش را ميگيريم و چون دستش را گرفتم رنگ او و پيروان و همكارانش سياه مىشود و پاهاشان ميلغزد و دلهاشان ميطپد، من ميگويم پس از من با ثقلين چه كرديد؟ ميگويند بزرگتر را دروغ شمرديم و مخالفتش كرديم و با كوچكتر جنگيديم و او را كشتيم مىگويم براه رفيقان خود برويد تشنه و خسته با روى سياه بر ميگردند قطره از آن نميچشند سپس پرچم امير مؤمنان و پيشواى شيعيان و پيشرو دست و روسفيدان بر من وارد مىشود من برخيزم و دستش را بگيرم چون دستش را بگيرم روى خود و يارانش سفيد شود ميگويم پس از من با ثقلين چه كرديد گفت بگويند از بزرگتر پيروى كرديم و آن را تصديق نموديم و كوچكتر را يارى كرديم و پشتيبانى نموديم و همراه وى با دشمنان او جنگيديم ميگويم سيراب و شاداب برگرديد يك شربت از آن حوض بياشامند كه هرگز تشنه نشوند پيشوايشان چون خورشيد و روى يارانش چون ماه شب چهارده و چون درخشنده ترين ستارگان آسمان باشد سپس فرمود شما بدين گواه نيستيد؟ گفتند چرا گفت من هم بر آن گواهم؛ يحيى و عباد گفتند نزد خدا گواه باشيد كه ابو عبد الرحمن اين حديث را براى ما گفت، ابو عبد الرحمن گفت نزد خدا بر من گواه باشيد كه حارث بن حضيره اين حديث را براى من گفت حارث گفته نزد خدا بر من گواه باشيد كه صخر بن حكم اين حديث را براى من گفت؛ حيان گفته نزد خدا بر من گواه باشيد كه ربيع بن جميل اين حديث را براى من گفت؛ ربيع گفت نزد خدا گواه باشيد كه مالك بن ضمره اين حديث را براى من گفت مالك بن ضمره گفت نزد خدا گواه باشيد كه ابو ذر اين حديث را براى من گفته، ابو ذر هم چنين گفته است و گفته كه پيغمبر فرمود اين حديث را جبرئيل از خداوند جليل براى من بيان كرد.
٣- طريقه شناختن ظهر در هر يك از ماههاى دوازدهگانه رومى با سايه انسان