تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٣ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
٩. گفتار شيخ محمد حسين كاشف الغطاء (م ١٣٧٣) نوه كاشف الغطاى بزرگ.
ايشان در رسالهاى كه درباره اصول عقايد شيعه نگاشته، چنين آورده است: «كتابى كه اكنون در دست مسلمانان است همان كتابى است كه خداوند بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خود بهعنوان معجزه و براى تحدّى و آموختن احكام و جدا ساختن حلال از حرام فرو فرستاده است؛ نه نقصى در آن واقع شده و نه زيادتى و نه دچار تحريف شده است.
اين عقيده موافق نظر اجماع شيعه اماميه است و هركس از شيعه يا از ديگر فرقههاى اسلامى مدعى وقوع كاستى يا تحريف در قرآن باشد، نص قرآن كريم را كه مىفرمايد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[١] خطا دانسته است.
اخبارى هم كه از طريق خاصه يا عامه وارد شده و ظاهر آنها نقصان يا تحريف قرآن است، ضعيف و نادر است، و خبر واحد نه مفيد علم است و نه موجب عمل.
در چنين مواردى يا بايد بهگونهاى سخن را تأويل كرد و يا آنرا به ديوار كوبيد».[٢]
١٠. گفتار شيخ الاسلام بهاء الملة و الدين محمد بن حسين حارثى عاملى (م ١٠٣١). مرحوم شيخ بهايى مىگويد: «صحيح آن است كه قرآن به شهادت صريح آيه حفظ از تحريف- چه به فزونى و چه به كاستى- محفوظ مانده است و آنچه درباره اسقاط در مواضعى از آيات شهرت يافته، نزد علما از درجه اعتبار ساقط است».[٣]
١١. گفتار محدث و عارف محقق محمد بن حسن مشهور به فيض كاشانى (م ١٠٩٠). مرحوم فيض در مقدمه ششم از مقدماتى كه قبل از تفسير [صافى] نگاشته است- بعد از آنكه روايات موهوم تحريف قرآن را ذكر مىكند- مىگويد: «با فرض احتمال تحريف، ديگر براى ما اعتقادى به نص موجود قرآن نمىماند؛ در حالىكه خداوند فرموده است: «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ»[٤] و نيز فرموده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[٥] همچنين وقوع تحريف، با روايات عرض بر قرآن تعارض دارد؛ در نتيجه هر آنچه بر وقوع
[١] . حجر ١٥: ٩.
[٢] . اصل الشيعه و اصولها، ص ١٣٣.
[٣] . آلاء الرحمان، ج ١، ص ٢٦.
[٤] . فصلت ٤١: ٤٢- ٤١.
[٥] . حجر ١٥: ٩.