تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٢ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
سليم منافات دارد؛ زيرا اگر چنين چيزى واقعيت داشت و پيامبر نامهاى منافقان را فاش مىكرد و بر مسلمانان فرو مىخواند و آنان در قرآن مىنگاشتند منافقان رسوا مىشدند؛ در حالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمان داشت كه امر ايشان را بر مسلمانان پوشيده دارد و از اسرار درونى افراد پرده برندارد و نتيجه چنين كارى برافروخته شدن آتش جنگ بود و به همين دليل فتنههايى كه بعدها دامنگير اسلام شد از همان آغاز اسلام رخ مىنمود. بهعلاوه، اگر چنين ادعايى حق بود، به تواتر نقل مىشد و تمام مردم از آن مطلع مىشدند؛ زيرا ايشان آيات و حروف و كلمات قرآن را به عالىترين وجه ثبت و ضبط مىكردند؛ با اين حال چگونه از كاستى بخشى از آيات غافل شدند؛ آنهم چنانكه كفار نيز از آن مطلع مىشدند و آنرا بالاترين مصيبت اسلام و مسلمانان به شمار مىآوردند. از عواقب ديگر اين تفكر آن بود كه قارى هرگز موفق به تلاوت سوره كامل نمىشد؛ زيرا هرچه مىخواند بخشى از سوره بود نه كل آن؛ و قرآن از حفظ و حراست الهى محروم مىشد- با آنكه خداوند از حفظ آن خبر داده است- چنانكه اگر كاستى قرآن واقعيت مىداشت خبر آن بين شيعه شايع مىشد و آنرا مهمترين دليل بر خروج خلفاى نخست از دين مىانگاشتند؛ زيرا مسبب كاستى قرآن را- در صورت وقوع آن- ايشان مىدانستند».
همچنين مىگويد: «مايه شگفتى، نظر كسانى است كه اين احاديث را سالم مىپندارند و آنها را دستنخورده مىانگارند. در حالىكه اينگونه روايات هزار و دويست سال بر زبانها جارى بوده و در كتابها نقل شده است؛ اگر از اينان پرسيده شود: احتمال نمىدهيد خود اين روايات- در گذر زمان- دچار كاستى و فزونى شده باشد؟ پاسخ مىدهند: اگر چنين بود امر آشكار مىشد و همگان از آن مطلع مىشدند.
مايه شگفتى نيست؟ اين سادهلوحان حريم روايات را اينگونه پاس مىدارند؛ اما به كاستى قرآن تن در مىدهند و از خود نمىپرسند چرا اين كاستى در تمامى دوران از چشم همگان پوشيده مانده است؟».[١]
[١] . به نقل از كاشف الغطاء الحق المبين، ص ١١. قاضى طباطبايى نيز اين عبارت را در حاشيه الانوار النعمانيه، ج ٢، ص ٣٥٩ آورده است.