تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧١ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
از جمله دلايلى كه موجب سستى مفاد اين روايات است گزارش اين نكته است كه در قرآن به اسامى بسيارى از منافقان از جمله فلانى و فلانى تصريح شده است.
چگونه مىتوان چنين مطلبى را باور كرد؛ در حالىكه سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پوشيدن اسرار منافقين بوده و همانند مسلمانان با آنان رفتار مىكرده است».
كاشف الغطاء همچنين مىگويد: «بر فرض كه صحت اينگونه روايات را بپذيريم مىبايست به يكى از اين وجوه توجيه نماييم:
١. بگوييم قرآن در اصل- و قبل از نزول- كاستى پذيرفته است؛ به اين معنا كه نزول آن مقدر بوده ولى نازل نشده است.
٢. قرآن اصلى بر آسمان نازل شده اما بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرو فرستاده نشده است.
٣. مقصود كاستى معانى آن است نه الفاظ.
٤. آنچه كاستى پذيرفته است حديث قدسى بوده است نه وحى قرآنى».
نيز مىگويد: «زبده نظر آن است كه آنچه از نقصان قرآن ادعا مىشود، نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله محفوظ بوده و ايشان از آن مقدار سخن به ميان نياورد و به همين دليل آنرا- بىآنكه اعلام كند- نزد اوصياى خود (ائمه اطهار عليهم السّلام) به وديعت نهاد. اما آنچه بهعنوان معجزه نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنرا اعلام مىكرد و در خطبهها مىخواند يا به استناد آن كسى را مخاطب مىساخت و از سوى ايشان ميان مسلمانان منتشر گشت، از عصر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تا به امروز نه دچار تغيير شده و نه تبديل يافته است؛ بلكه به همان حال نخست خود- بدون هيچ تحريفى- محفوظ مانده است».[١]
همو در نوشتهاى كه بر رد مسلك اخباريان نگاشته است مىگويد: «از اخباريان احكام شگفتآور و اقوال زشت و عجيبى صادر شده است؛ از جمله اينكه مىگويند قرآن دچار نقصان شده است؛ و براى ادعاى خود به رواياتى استناد مىكنند كه عقل بالبداهه به تأويل و يا رد آنها حكم مىكند. در پارهاى از اين روايات آمده است كه ثلث يا ربع قرآن كم شده يا آنكه نام چهل تن كه در ميان آنان اسامى گروهى از منافقان بوده از سوره مباركه «تبت» حذف شده است. سخنى كه با عقل
[١] . كشف الغطاء، كتاب القرآن من كتاب الصلاة، بحث هفتم و هشتم، ص ٢٩٩- ٢٩٨.