تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٣ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
٣. قرائات نوشته احمد بن محمد سيّارى (م ٢٦٨)؛ شيخ مىگويد:
«احمد بن محمد بن سيّار كاتب، از كاتبان آل طاهر، فردى سست روايت، بددين و كثير المراسيل (پردروغ) است».
ابن غضائرى مىگويد: «او (سيار) بسيار ضعيف، غلوكننده و تحريفگر است».
محمد بن على بن محبوب نيز در كتاب النوادر المصنّفه گفته است كه او قائل به تناسخ ارواح بوده است.[١] اين كتاب (قرائات) چنانكه شيخ حسن بن سليمان حلّى در مختصر البصائر گفته است به التنزيل و التحريف معروف است و اين عنوان با توجه به محتواى كتاب، از عنوان مربوط به قرائات نزديكتر مىنمايد.
محدث نورى يك نسخه از آن را در اختيار داشته و در مستدرك الوسائل از آن نقل كرده است.[٢]
نسخهاى زيراكس شده از اين كتاب نزد ماست. محدّثان قمى نيز در كتب حديث خود تمام رواياتى را كه از طريق سيارى نقل شده حذف مىكردهاند؛ پس سزاوار است اصحاب به كتب او تكيه ننمايند.
٤. تفسير ابو الجارود زياد بن منذر معروف به سرحوب (م ١٥٠)؛ قبلا يادآور شديم كه او پيشواى جاروديه- كه به سرحوبيّه نيز موسومند- بوده است. كشّى مىگويد: «ابو جارود در ظاهر و باطن كور بوده است».
نقل شده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «خدا او را لعنت كند؛ نابينا و كوردل بوده است». محمد بن سنان درباره او گفته است: «ابو جارود پيش از مرگ، شراب نوشيد و ولايت كافران را پذيرفت».[٣]
امّا تفسير او همان است كه ابو سهل كثير بن عياش قطان از او روايت كرده است.
طريق شيخ و نجاشى در تفسير ابو جارود به ابو سهل منتهى مىگردد. شيخ مىگويد:
«ابو سهل ضعيف است».[٤]
٥. تفسير على بن ابراهيم قمى (م ٣٢٩)؛ پيش از اين گفته شد كه اين تفسير منسوب به اوست، نه نوشته او. در واقع آميزهاى است از املائات او به شاگردش
[١] . معجم رجال الحديث، ج ٢، ص ٢٨٤- ٢٨٢.
[٢] . الذريعه، ج ١٧، ص ٥٢.
[٣] . ابن نديم، الفهرست، ص ٢٦٧.
[٤] . معجم رجال الحديث، ج ٧، ص ٣٢٢.