رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٤٢ - شرايط قاتل
جانى هم قصد كشتن نداشته است، امّا كسى كه بر او جنايت شده بميرد، نظر مشهور بين اصحاب اين است كه قصاص ثابت است، امّا اين نظر مورد اشكال است، بلكه بعيد نيست كه قصاص ثابت نباشد. بنابراين بر او حكم قتل شبه عمد جارى است نه حكم قتل عمدى.
(مسأله ٣٢٥٦) اگر شخصى عمداً خود را بر روى انسانى به قصد كشتن او بيندازد ومعمولًا چنين كارى موجب قتل شود، در صورت كشتن، قصاص به گردن او مىآيد. امّا اگر قصدش كشتن نيست ومعمولًا چنين كارى موجب قتل نمىگردد، در اين صورت بر او قصاص نيست. در صورتى كه كسى كه خود را از بالا بيندازد و بميرد، در اين فرض و همانند فرض قبلى، خون خودش هدر است.
(مسأله ٣٢٥٧) جادو، حقيقت ندارد، بلكه عبارت است از اينكه غير واقع را بصورت واقع نشان دهد. درهرحال اگرچنان چه شخصى را طورى جادو كند كه غالباً موجب مرگ او شود يا به قصد كشتن جادوكند، مثل اينكه به او نشان دهد كه شير به او حمله مىكند و او از ترس بميرد، بر جادوگر قصاص است.
(مسأله ٣٢٥٨) هرگاه عمداً به كسى غذاى مسمومى را بخوراند كه معمولًا موجب قتل او مىشود، چنان چه خورنده غذا بداند كه غذا مسموم است و مميّز هم باشد در عين حال اقدام به خوردن غذا كند، آنگاه بميرد، چنين شخصى بر ضرر خودش كمك كرده و در اين صورت، قصاص و ديه بر دهنده غذا نيست. ولى اگرخورنده نمىداند كه غذا مسموم است و مميز هم نيست، آنگاه غذا را بخورد و بميرد، در اين صورت بر دهنده غذا قصاص است. از اين قبيل است اگر سمّ كشندهاى را در غذاى صاحب منزل بريزد، در حالى كه صاحب منزل مسموم بودن غذا را نمىداند، آن را بخورد و بميرد.
(مسأله ٣٢٥٩) اگر در محلّ عبور مردم عمداً چاه عميقى حفر كند كه غالباً افتادن در آن چاه موجب مرگ مىشود، بعد شخص عبوركننده در آن بيفتد و بميرد، در اين صورت بر حفركننده چاه قصاص است، چه قصد كشتن عبوركننده را داشته باشد يا نداشته باشد، امّا اگر افتادن در چاه معمولًا موجب مرگ نمى شود، ولى بصورت اتفاقى كسى در آن بيفتد و بميرد، در اين صورت چنانچه حفركننده چاه قصدكشتن داشته باشد بر او قصاص است وگرنه قصاص نيست. اگر چاه را در راهى كه محلّ عبور مردم نيست حفر كند امّا فردى را كه از موضوع بىخبر است دعوت كند