رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦٥٧ - شكار
(مسأله ٢٨٥٩) اگر شك كند كه سبب مرگ شكار، حمله سگ بوده است يا سبب ديگر، شكار حلال نمى باشد. امّا اگر شواهد عرفى كه موجب وثوق و اطمينان شود دلالت كند كه سبب مرگ حمله سگ بوده، حلال مىباشد.
(مسأله ٢٨٦٠) شكارى كه به وسيله چيز جامدى كشته شود، حلال نمىباشد، مگر اينكه وسيله، سلاح برّندهاى مانند شمشير، كارد، خنجر و مانند آنها باشد، يا سوراخ كننده باشد مانند نيزه، تير و عصا كه در آن آهن به كار رفته باشد، اگرچه در نوك شان آهن كار گذاشته نشده باشد. در چيزى كه نوك آهنى ندارد، پاره كردن شكار معتبر است. امّا چيزى كه نوك آهنى دارد وبدون پاره كردن و سوراخ كردن، حيوان را بكشد، حلال بودن آن محل اشكال است. ولى معراض (چوبى كه وسط آن ضخيم ودو طرف آن تيز مىباشد) اگر با پرتاب آن شكار كشته شود حلال نمىباشد، ولى اگر پاره كند، درصورتى حلال است كه تير نزد شكار كننده نباشد، و اگر تير باشد حلال بودن آن محل اشكال است.
(مسأله ٢٨٦١) در حلال بودن صيد، ساير فلزات غير آهن مانند طلا، نقره، برنز ومانند آنها كفايت مىكند.
(مسأله ٢٨٦٢) شكارى كه با سنگ، نيزه، تور، دام، طناب وامثال اينها از وسايل شكارى كه برّنده وسوراخ كننده نمىباشد كشته شود، حلال نيست.
(مسأله ٢٨٦٣) شكار با چيزهايى كه عرفاً سلاح بر آنها صدق نمىكند- هرچند سوراخ كننده باشد- مانند سوزن، خار و غير آنها محل اشكال است. امّا در چيزهايى كه سلاح بر او صدق مىكند، گرچه غيرمتعارف باشد اشكالى نيست و شكار حلال است.
(مسأله ٢٨٦٤) حلال بودن شكار با گلولههاى متعارف اين زمان، اگر تيز و مخروطى باشد بعيد نيست، و فرق نمىكند كه ازآهن باشد يا از سرب يا غير آن دو. امّا درگلولههايى كه حجم كوچك دارد و به نام «ساچمه» يادمى شود، اشكال است.
(مسأله ٢٨٦٥) در شكار با وسيلهاى جامد، چند چيز شرط است:
١- پرتاب كننده مسلمان باشد.
٢- در حال پرتاب تسميه بگويد.
٣- قتل مستند به همان پرتاب باشد.