رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦٥٦ - شكار
بنابر اقوا خوردنش حلال است.
(مسأله ٢٨٥٥) ظاهر آن است كه شتاب كردن به طرف شكار، از زمان فرستادن سگ و از زمان رسيدنش به شكار، در صورتى كه شكار رام نشده باشد واجب نيست. امّا وقتى كه سگ شكار را نگه داشته، رام كرده باشد، بنابر احتياط شتاب واجب است. اين در صورتى است كه احتمال دهد چنانچه به سرعت به طرف شكار رود، او را تذكيه خواهد كرد، امّا اگر احتمال درك تذكيه را ندهد و به خاطردورى مسافت يا حمله سگ شكار را مرده بيابد، دويدن به طرف شكار واجب نيست.
(مسأله ٢٨٥٦) اگر سگ شكار را گاز بگيرد، موضع گاز گرفتنش نجس است وبايد شسته شود.
(مسأله ٢٨٥٧) در حلال بودن شكار، معتبر نيست كه فرستنده يكى باشد، بنابراين اگر عدهاى يك سگ را بفرستند، با اجتماع شرايط در همه يا در يكى از آنها، چنانچه تحريك او براى فرستادن سگ كافى باشد شكار حلال است. نيز معتبر نيست كه سگ يكى باشد، پس اگر يك شخص چند سگ را بفرستد و همه مشتركاً حيوانى را شكار كنند، حلال است. امّا در صورت تعدد سگ، اجتماع شرايط در همه معتبر است، پس اگر مسلمان وكافر، دو سگ را فرستادند وآن دو حيوانى را شكار كردند، حلال نمى باشد. همين طور اگر هر دو مسلمان باشند، ولى يكى تسميه بگويد و ديگرى نگويد، يا سگ يكى از آنها براى شكار تعليم ديده باشد و ديگرى تعليم نديده باشد حلال نيست. اين در صورتى است كه قتل، مستند به هر دو باشد، امّا اگر به يكى از آنها مستند شود، اجتماع شرايط در همان يكى كفايت مىكند. هرگاه شخص سگى را به سوى شكار فرستاد و او به شكار رسيد، ولى نتوانست آن را رام كند، سپس سگ دوم را فرستاد و شكار از پا در آمد، به گونهاى كه مرگ شكار به سگ دوم مستند گردد اجتماع شرايط در سگ دوم معتبر است.
(مسأله ٢٨٥٨) اگر مسلمان وكافر يك سگ را بفرستند وحيوانى را شكار كند، چنانچه فرستادن مسلمان و تحريك او سبب مستقل باشد، حلال است و اگر جزو سبب باشد، حلال نيست. همچنين اگردو مسلمان سگى را بفرستند ويكى تسميه بگويد وديگرى نگويد، چنانچه فرستادن كسى كه تسميه گفته سبب مستقل براى شكار باشد، حلال است و گرنه حلال نمىباشد.