تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٥ - سوره المدثر(٧٤) آيات ١٠ تا ١٩
و لهذا حق سبحانه آن را مال ممدود خوانده، و در جايى ديگر در صفت بوستان بهشت نيز فرمود كه ظِلٍّ مَمْدُودٍ.
(١٣)- وَ بَنِينَ شُهُوداً و دادم او را پسران در حالتى كه همه نزد او حاضر بودند در مكه و او هميشه بلقاى ايشان مسرور بود و هرگز براى اكتساب وجه معاش محتاج بسفر نبودند و بجهت كثرت خدم و عبيد احتياج نميشد كه پسران را در مهمات و مصالح روانه گرداند يا آنكه بجهت وجاهت و اعتبار پيوسته با پدر در محافل حاضر شدندى چنان كه مرويست كه او را ده پسر بود و همه بحدّ رجوليت و قابليت رسيده، و از سعيد بن جبير منقولست كه سيزده پسر بودند، و مقاتل گفته كه هفت بودند وليد بن وليد و خالد و عماره و هشام و عاص و قيس و عبد الشمس، و از جمله خالد و عماره و هشام رضى اللَّه عنهم بشرف ايمان رسيدند.
(١٤)- وَ مَهَّدْتُ لَهُ و بگستردم براى او بساط جاه و منال و رياست تَمْهِيداً گستردنى و بجهت كثرت جاه و خدم و حشم و حسب و نسب بريحانه قريش و وحيد قوم ملقب شده و از وجهاء صناديد قريش گشت.
(١٥)- ثُمَّ يَطْمَعُ پس طمع ميدارد أَنْ أَزِيدَ آنكه زياده كنم عطيات خود را بر او و اين استبعاد و استنكار است مر طمع و حرص او را و لهذا عقبه بقوله:
(١٦)- كَلَّا اين كلمه ردعست از طمع يعنى نه چنين است كه من نعم خود را بر وى افزون سازم و در نعمت چنين بر وى گشاده بگذارم چه كفران آن نعم و معانده با منعم مانع اينست كما قال فى تعليله على سبيل الاستيناف إِنَّهُ كانَ بدرستى كه او هست لِآياتِنا مر آيتهاى كلام ما و حجج و ادله ما را عَنِيداً ستيزه كننده و انكار نماينده آن و بسحر نسبت دهنده با وجود معرفت او بآن در اكثر تفاسير مذكور است كه بعد از نزول اين آيه اموال او روى در نقصان نهاد تا آنكه همه آن در عرصه حوادث تلف شد و اكثر اولاد او بمردند و بعضى كه ماندند از او برگشتند و او محتاج و رسوا گشت و باين وضع بدار البوار پيوست، پس از روى تهديد ميفرمايد كه:
(١٧)- سَأُرْهِقُهُ زود باشد كه در رسانم او را صَعُوداً بعقبهاى كه بمشقت بسيار ببالاى آن توان رفت اين تمثيلى است براى كسى كه گرفتار شود بعذاب شاق و عقاب صعب كه طاقت آن نداشته باشد، و از ابو سعيد خدرى روايتست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
الصعود جبل من نار يصعد فيه سبعين خريفا ثم يهوى فيه كذلك أبدا
صعود كوهيست از آتش كه وليد در عرض هفتاد سال بر بالاى آن رسد و چون بذروه آن بر آيد بزير افتد و باز او را بآن تكليف كنند و وى هميشه باين عذاب معذب باشد، و نيز از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه
يكلف أن يصعد عقبة فى