تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٩ - سوره القارعة(١٠١) آيات ١ تا ١١
حالت كوبنده.
(٣)- وَ ما أَدْراكَ و چه چيز دانا گردانيد ترا تا بدانى مَا الْقارِعَةُ چيست كوبنده مراد روز قيامت است كه بسبب هول و هيبت دلهاى مردمان را بكوبد، بيان اعراب اين آيات و وضع مظهر در موضع مضمر و ذكر استفهام بر طريقه ايست كه در الْحَاقَّةُ سمت تحرير يافت، و قوله:
(٤)- يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ منصوب است به فعل مضمر كه الْقارِعَةُ دال است بر آن و تقدير اين است كه تقرع يوم يكون الناس [١] يعنى بكوبد آن ساعت كوبنده در روزى كه باشند مردمان از شدت رستخيز كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ مانند پروانههاى پراكنده در كثرت و ذلت و ضعف و انتشار و اضطراب و سر گشتگى و تطاير بسوى دواعى از جميع جوانب، و فراش جمع فراشه است و تسميه پروانه به فراشه بجهت تفرش و انتشار او است، و گويند هم چنان كه پروانه خود را بر آتش ميزند و در آتش ميافتد مردم نيز در روز قيامت بآتش دوزخ ميافتند، و نزد فراء فراش جراد است يعنى مردمان جوق جوق و گروه گروه بر يكديگر ميافتند چون غوغاى ملخ كه بباد بهم برميآيند و پريشان حال و پايمال ميشوند كما قال كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ.
(٥)- وَ تَكُونُ الْجِبالُ و گردد كوهها از هول آن روز كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ مانند پشم رنگارنگ كه زده شده بجهت تفرق اجزاى آن و تطاير در هوا تشبيه جبال بعهن يا بجهت آنست كه متلون و ذات الوان است و يا باعتبار فرط قبول تفرق آن چه رنگ پشم را سست ميكند و در زدن زود متفرق و منتشر ميشود، و ميان مبثوث و منقوش صنعت موازنه است، و بعد از آن بيان تفصيل احوال مردمان ميكند در آن روز ميفرمايد كه:
(٦)- فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ پس اما هر كه گران باشد مَوازِينُهُ اعمال موزونه يا
و گوشها و دلهاى اينان را در هم ميكوبد و اين نوع تعبير كه الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ يعنى تعبير به مَا استفهاميه و نيز وضع اسم ظاهر مَا الْقارِعَةُ بجاى ضمير دلالت ميكند بر عظمت و بزرگى حوادث و اهوال روز قيامت و آيه وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ميفهماند كه عقل و فهم احدى حتى حكماء و عرفاء بزرگ نتواند بحقايق شدائد و اهوال قيامت دانا و آشنا گردد چه رسد بتفاصيل و جزئيات و كيفيات آنها و آنچه راجع باوضاع روز قيامت اكنون براى ما معلومست حقايقيست كه حقتعالى در كتب آسمانى و يا بوسيله انبياء و اوصياء طاهرين و كسانى كه مظاهر علم پروردگارند براى ما مبين فرموده است چنانچه در آيه بعد از اين آيه دو حادثه هول انگيز را ذكر فرموده است كه: يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ.
[١] اين مردم زندگانند كه در نفخه اولى و خرابى جهان بايد بميرند يا مردگانند كه زنده شدند و شايد اول مراد باشد.