تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٠ - سوره التين(٩٥) آيات ١ تا ٨
قسم است بشجره تينيه قلبيه كه مثمر ثمر علوم دينيه است و بشجر زيتونه مباركه سرّيه كه موجب اضاءت مصباح دل است و طور سينين روح معلى كه بتجلى الهى محلى است و بلد امين خفى [١] كه محل امن و امانست از هجوم آفات تعلقات اكوان و بر هر تقدير جواب قسم اين است:
(٤)- لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ بدرستى كه آفريديم جنس آدمى را فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ در نيكوترين تعديلى و راست كردنى در شكل و صورت و تسويه اعضا [٢] يعنى مخصوص گردانيديم او را از ميان حيوانات بانتصاب قامت و حسن صورت و اعتدال مزاج و كمال نفس و نطق و تميز و تدبير و استجماع خواص مكونات يا خلق فرموديم او را مظهرى اتم و اكمل و محلى اعم و اشكل كه حامل امانت الهى و منبع فيض نامتناهى تواند بود.
(٥)- ثُمَ بعد از آن بسبب عدم شكر نعمت او بر اين خلقت قويمه سويه و صورت حسنه بهيه او را رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ باز گردانيديم او را در عاقبت امر او بزيرين همه فروتران در خلق و تركيب بوجهى كه صورت حسنه او را باقبح صورت گردانيديم و خلقت بهيه او را با سوء خلقت، مراد اصحاب دوزخند كه در آخرت بصورت منكر در خلقت مستقبحه مخلوق گردند، يا باز گردانيديم او را بزيرينترين دركات يعنى او را در آخرين دركه دوزخ رد كرديم يا باز گردانيم او را بعد از اين تقويم و تحسين باسفل كسانى كه فروتراند در حسن صورت و شكل يعنى تنكيس او نموديم در خلقت چون تقوس ظهر بعد از اعتدال و انتصاب و ابيضاض شعر بعد از اسوداد و تشنن جلد بعد از غضاضت و بضاضت و كلال سمع و بصر بعد از حدت حس آن و تغيير حواس باطنه و قوت عاقله بعد از شدت إدراك آن يعنى او را رسانيديم بسن خرافت كه ارذل عمر است و در آن هيچ كارى نتوان كرد و كسى را در آن سن هيچ مزدى نباشد.
(٦)- إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا مگر آنان كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى ستوده شايسته فَلَهُمْ پس مر ايشان راست أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مزدى نابريده و گم ناشده كه نعم دائمى بهشت است، يعنى هم چنان كه در جوانى و صحت مزد عبادت ايشان مينوشتند
[١] پوشيده نماند كه صاحب بحر الحقايق اين آيات را مطابق ذوق عارفانه خود تأويل كرده و بدون قرينه علميه معانى؟؟؟ قسمتهاى چهار گانه را چهار لطيفه از لطائف سبع (كه مصطلح عرفاء و صوفيه است) دانسته يعنى قلب و سر و روح و خفى.
[٢] مراد از احسن تقويم هم چنان كه مفسرين گفتهاند و اين آيه شريفه و آيه: وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ظهور دارند استواء و انتصاب قامت و تناسب اعضاء و نيكويى شكل و تركيب است نه آنچه بعض معاصرين توهم كرده مينويسد: مراد قرار دادن نفس ناطقه قدسيه است و در بدن جسمانى كثيف و مراد از ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ آمدن او است در عالم ماده چه اين سخن مخالف ظاهر أحسن تقويم و منافى با رددناه أسفل سافلين است كما لا يخفى.