تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره الأعلى(٨٧) آيات ١٠ تا ١٩
بآنكه سوره مكى باشد زيرا كه محتمل است كه اوايل سوره در مكه نازل شده باشد و آخر آن در مدينه و گفتهاند مراد بذكر قلب است نزد صلاة و رجاء ثواب و خوف عقاب چه خشوع در نماز بحسب خوف و رجاء است، و نزد جماعتى ديگر مراد بذكر افتتاح نماز است به بسم اللَّه الرحمن الرحيم و بصلاة نماز يوميه، و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه فرمودند
التزكى التصدق بصدقة الفطرة و لا ابالى أن لا أجد فى كتابى غيرها لقوله تعالى قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى اى اعطى زكاة الفطر فتوجه الى المصلى فصلى صلاة العيد
و عن ابن عباس وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ اى ذكر معاده و موقفه بين يدى ربه فصلى له، بعد از آن اهل شقاوت را كه بدنيا مشغول شده كار آخرت نمىسازند خطاب ميكند كه اى اشقياء شما مستعد آخرت نميشويد.
(١٦)- بَلْ تُؤْثِرُونَ بلكه ميگزينيد الْحَياةَ الدُّنْيا زندگانى دنيا را و بجهت اين عملى نميكنيد كه موجب سعادت شما باشد و سبب فوز و فلاح شما در آخرت، صاحب بيضاوى گفته كه خطاب باشقياء بطريق التفاتست يا بر اضمار «قل» يا خطاب بجميع مردمان است چه اغلب ايشان بجهت علايق دنيا از آخرت محروم مينمانند، ابن مسعود فرمود كه دنيا با زخارف آن را از مطاعم و مشارب و مناكح و ساير لذات مشاهد ما ساختند و بنظر ما آراسته گردانيدند و آخرت را از ما غايب ساختند و اقتصار بر وصف آن كردند و بجهت آن ما دنيا را بر آخرت اختيار كرديم و نقد را بر نسيه گزيديم و بجهت غرور و جهالت و غفلت تفكر نكرديم در آنكه نسيه باقى بهتر از نقد فانيست.
(١٧)- وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ و سراى آخرت بهتر است وَ أَبْقى و پايندهتر چه نعيم آن بالذاتست و خالص از غوايل و متصف مع هذا ببقا و دوام بخلاف دنيا و در حديث آمده كه
من أحب آخرته أضر بدنياه و من احب دنياه أضر بآخرته.
(١٨)- إِنَّ هذا بدرستى كه اين سخن يعنى مضمون قَدْ أَفْلَحَ تا آخر يا آنچه در اين سوره است لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى هر آينه در صحيفهاى پيشين است يعنى كتب نخستين است كه قبل از قرآن نازل شده.
(١٩)- صُحُفِ إِبْراهِيمَ اين بدل صحف اولى است يعنى در صحيفهاى ابراهيم خليل كه ده است وَ مُوسى و در صحيفه موسى يعنى الواح تورية، مراد آنست كه هم چنان كه امر مذكور در قرآن ممدوح است در صحف ابراهيم و تورية موسى نيز ممدوحست آيه دليلست بر آنكه ابراهيم