تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٦ - سوره المرسلات(٧٧) آيات ١ تا ٩
(٥)- فَالْمُلْقِياتِ پس به فرشتگان كه افكنندگانند بپيغمبران ذِكْراً وحى را يا بآيات [١] قرآنى كه القاى ذكر حق ميكنند در ميان عالميان، يا ببادهايى كه سبب ذكر ميشوند چه مشاهده هبوب موجب ذكر حق است و استدلال بر آن بر قدرت حق، يا بنفوس كامله كه افكننده ذكراند در قلوب بندگان.
(٦)- عُذْراً بجهت عذر محقان صواب كار أَوْ نُذْراً يا بيم كردن مبطلان تبه روزگار يعنى القاى ذكر بجهت آنست كه اهل حق اعتذار جويند بخدا بتوبه و استغفار در وقت مشاهده نعماى الهي و تفكر در آلاى پادشاهى و دلايل قدرت وى كما هى و يا بجهت تخويف مبطلانست كه تعقل نميكنند و در آيات او تفكر نمينمايند، و بدانكه عذر مصدر عذر است كه بمعنى محا الاساءة است، و نذر مصدر انذار است كه بمعنى خوف است و ميتواند بود كه عذر جمع عذير باشد بمعنى معذرت و نذر جمع نذير باشد بمعنى انذار، و حفص بسكون عذر و نذر خوانده كه مخفف عذر و نذر است بضم ذال و بر هر تقدير نصب آنها بر عليت است و يا بدل ذكر است و احتمال دارد كه عذر و نذر بمعنى عاذرين و منذرين باشند و نصب آن بر حاليت است، حاصل كه حق سبحانه بامور مذكوره قسم ياد ميفرمايد بر اينكه:
(٧)- إِنَّما تُوعَدُونَ جز اين نيست كه آنچه وعده داده مىشويد بدان از آمدن قيامت و آنچه متعلق است بدان از ثواب و عقاب لَواقِعٌ هر آينه بوقوع آينده است و ظاهر شونده آن گه بيان علامات وقوع آن ميفرمايد بقوله:
(٨)- فَإِذَا النُّجُومُ پس آن گاه كه ستارگان طُمِسَتْ محو و زايل شوند از اماكن خود كقوله: وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ يا نور ايشان از آنها نزع نموده شوند پس
[١] علامه طبرسى (ره) در مجمع از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه مراد از وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً و هم وَ النَّاشِراتِ نَشْراً فرشتگانند و بمقتضاى ظواهر اين آيات اولى آنست كه اتحاد سياق را رعايت كرده و موصوف سائر صفات مذكوره در آيات را نيز ملائكه بدانيم لكن هر صفتى كه با واو عاطفه بر صفت ديگرى معطوفست مشعر است بر تعدد موصوف و هر صفتى كه با فاء عاطفه معطوفست دليلست بر اتحاد موصوف و تفريع اين صفت بر صفت ديگر پس در اين آيات شريفه تنها لفظ وَ النَّاشِراتِ است كه عطف شده با واو عاطفه بر وَ الْمُرْسَلاتِ و اشاره است بآنكه فرشتگانى كه نشر كنندگان شرايع و احكام پروردگارند در زمين غير از ملائكه مرسلاتند (فرشتگانى كه فرستاده شدگانند پى در پى از براى تدبير امور عالم) آن گاه صفت ديگرى را با حرف فاء براى مرسلات ذكر فرموده كه فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً يعنى همان ملائكه مرسلات مانند رياح عاصفه بشدت جهنده و تند روندگانند از براى امتثال اوامر الهى و انجام وظائف مقرره سپس دو صفت نيز براى ملائكه ناشرات ذكر فرموده و با فاء عاطفه تعبير فرموده است كه فَالْفارِقاتِ فَرْقاً فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً يعنى همان ملائكه ناشرات جدا كنندگان حقند از باطل و هم القاء كنندگان وحيند بانبياء و مرسلين (و اللَّه اعلم بمراده)