تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٩ - سوره القيامة(٧٥) آيات ٣٠ تا ٤٠
ملائكه رحمت و عذاب با هم نزاع كنند در بالا بردن آن روح.
(٢٨)- وَ ظَنَ و يقين كند محتضر أَنَّهُ الْفِراقُ كه آنچه بدو نازل شده مفارقتست يعنى سبب جدايى است از دنيا و ملاذ آن و علت مفارقت از اقرباء و احباء و اصدقاء و در حديث آمده كه
إن العبد ليعالج كرب الموت و سكراته و مفاصله يسلم بعضها على بعض يقول السلام عليك تفارقنى و افارقك الى يوم القيمة
يعنى بدرستى كه بنده علاج شدائد مرگ كند و حال آنكه هر يك از مفصلهاي او بيكديگر سلام كنند و گويند كه سلام بر تو باد كه تو جدا مىشوى از من و من از تو تا روز قيامت.
(٢٩)- وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ و بر پيچد ساق محتضر بِالسَّاقِ بساق او يعنى پايهاى او از هول مرگ و سختى جان كندن درهم پيچد و حركت در آن نماند، و قتاده گفته كه مراد آنست كه ساقهاى او متحرك شود و مضطرب و پيوسته يكى را پيش خود كشد و يكى را فرو گذارد و آنها را بر- يكديگر پيچد، ابن عباس و مجاهد چنين تفسير كردهاند كه جمع شود شدت موت بشدت آخرت.
و حسن گفته كه پيچيده شود حال موت بحال حيات، و گويند مراد التفاف ساقين است در كفين يا اجتماع آخر روز دنيا باول روز آخرت، و در حديث واقع شده كه هيچ منزلى سختتر و فظيعتر از قبر نيست كه آن اولين منزلست از منازل آخرت، و از يحيى بن معاذ مرويست كه چون بنده را در قبر نهند چهار فرشته بر او بايستند يكى بر سرين و ديگرى در پائين و يكى بر راست و يكى بر چپ فرشته سرين گويد آجل حاضر آمد و عاجل منقضى شد و آنكه بر جانب راست باشد گويد مال رفت و و بال ماند و آن گه بر طرف چپ باشد گويد اشتغال رفت و اعمال ماند و آنكه بر پائين باشد گويد خوشا حال آن كسي كه كسبش حلال بود و شغلش بحضرت ذو الجلال، حاصل جميع اقوال مذكوره و آنكه شدايد بر محتضر متتابع شود و هنوز از يكى خلاص نشده بديگرى كه از آن سختتر باشد گرفتار گردد.
(٣٠)-
إِلى رَبِّكَ بسوى جزاى پروردگار خود يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ در آن روز يعنى روز قيامت موضع را ندانست يعنى همه كس را بر زمين محشر كشند. يا فرشتگان در وقت مرك [١]
ما بين وقف تام و اتصال تامست اعتبار كردند و اينست وجه اعتبار سكته در اينجا نه آنچه بعض معاصرين توهم كرده مينويسد: تا اشتباه بكلمه (مراق) بصيغه مبالغه نشود چه سستى اين سخن بر ارباب دانش پوشيده نيست.
[١] المساق مصدر ميمى است بمعنى سوق (راندن) و الف و لام عوض مضاف اليه است. أى إلى ربك يومئذ سوق الانسان يعنى بسوى جزاء و حكم پروردگار تو است در آن روز راندن همه مردم و مخفى نماند كه تفسير اين آيه شريفه بر وجه دوم انسب است با آيات قبل و بعد و اوفق است با روايات معتبرة وارده در اين باب.