تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦ - سوره المعارج(٧٠) آيات ١ تا ٩
عروج كنند بعرش خدا در روزى كه باشد مقدار آن پنجاه هزار سال، نه آنكه مراد اينست كه ما بين اسفل عالم تا باعلاى شرف عرش مقدار پنجاه هزار سالست زيرا كه ما بين مركز ارض و مقعّر سماى دنيا مقدار پانصد ساله راه است و ثخن هر يك از آسمان هفتگانه و كرسى و عرش نيز چنين است و مراد بآيه كريمه فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ زمان عروج بنى آدم است از ارض تا بمحدّب سماى دنيا انتهى كلامه، و گويند مراد باين مقدار موقف خلقانست در روز قيامت براى حساب و فصل و قضاء يعنى اگر آن حساب در دنيا بودى در عرض پنجاه هزار سال تمام شدى، و از ابو عبد اللَّه عليه السّلام مروى است كه معنى آنست كه اگر متولى حساب غير خدا ميبود پنجاه هزار سال ميشد و ليكن خداى در يك ساعت حساب خلقان كند، و روايت ديگر به نيم ساعت و نيز از آن حضرت مأثور است كه اين روز هنوز نصف نرسيده باشد كه اهل جنت ببهشت در آيند و اهل دوزخ بدوزخ. و نزد بعضى از مفسران معنى آنست كه مقدار اول نزول ملائكه بدنيا براى اعلام امر و نهى و قضاى الهى بخلقان تا آخر عروج ايشان بآسمان كه روز قيامت باشد مقدار پنجاه هزار سال باشد پس بنا بر اين مقدار زمان دنيا پنجاه هزار سال باشد اما غير از خداى نميداند كه چند از آن گذشته و چند باقى مانده، و بعضى ديگر گفتهاند كه مراد آنست كه در عرصهگاه قيامت پنجاه موقف باشد و در هر موقفى خداى تعالى خلايق را هزار سال باز دارد، و از ابن عباس مروى است كه مراد شدت روز قيامتست و سختى آن بر كافران بمرتبهاى كه ايشان پندارند كه اين روز بر ايشان اين مقدار است و ابو سعيد خدرى گفته كه يكى بحضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت يا رسول اللَّه (ما أطول هذا اليوم) چه روزى دراز خواهد بود اين روز قيامت فرمود كه
و الذى نفس محمّد بيده انه ليخفف على المؤمنين حتى يكون أخف عليه من صلوة مكتوبة يصليها فى الدنيا
بحق آن خدايى كه جان محمّد بيد قدرت اوست كه اين روز را سبك گرداند بر مؤمن تا آنكه سبكتر باشد بر او از نماز فريضه كه در دنيا گذارده باشد، و از ابراهيم تميمى نقل كردهاند كه مقدار آن روز بر مؤمن چندان باشد كه ميان نماز پيشين و پسين، و بنا بر اينكه مراد روز قيامت باشد فِي يَوْمٍ صله واقِعٍ خواهد بود و معنى اينكه سؤال كنندهاى بعذابى كه واقع شود در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال باشد، حاصل كه حق سبحانه حبيب خود را ميفرمايد كه عذابى كه بر اهل كفر مقرر است مرتفع نميشود و البته بديشان واقع خواهد شد.
(٥)- فَاصْبِرْ پس شكيبا باش بر تكذيب منكران صَبْراً جَمِيلًا شكيبايى نيكو يعنى بىشايبه سوء خلق و جزع و شكايت و استعجال، صاحب كشاف آورده كه اين متعلق است به سَأَلَ سائِلٌ زيرا كه سؤال عذاب بر وجه استهزاء بود و تكذيب وحى و يا بر سبيل تعنت و آن موجب