تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٣ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١٠ تا ٢٠
آن باشد و اضافه از قبيل اضافه شيء بمفعول باشد و ضمير راجع بد (يوم) يعنى وعده دادن آن روز بود نيست و واقع شدنى.
(١٩)- إِنَّ هذِهِ بدرستى كه اين آيتهاى ناطقه بمواعيد شديده تَذْكِرَةٌ پندى و عبرتى است فَمَنْ شاءَ پس بوسيله اين مواعظ هر كه خواهد از مكلفان اتَّخَذَ فرا گيرد إِلى رَبِّهِ بقرب پروردگار خود سَبِيلًا راهى يعنى سلوك نمايد بتقوى و خشيت كه موصل است بتقرب الهى، آيه دالست بر آنكه افعال باختيار عباد است، بدانكه در صدر سوره سمت ذكر يافت كه بعد از نزول قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اصحاب شبها برخاستندى و چون نصف و كمتر يا بيشتر از آن مشتبه بود از خوف آنكه محافظت قدر واجب مرعى نشده باشد تا بروز نماز گذاردندى و بجهت اين قدم مبارك آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ورم كردى و نحافت بر جسد همايونش غالب شد، و چون منكران اين حال را از آن حضرت مشاهده كردند نداى (اما هذا فقد شقى فى ربه) در دادند حق سبحانه بعد از يك سال و بروايتى ده سال آن بار گران را از مؤمنان برداشته فرمود:
(٢٠)- إِنَّ رَبَّكَ بدرستى كه پروردگار تو يَعْلَمُ ميداند أَنَّكَ تَقُومُ آنكه تو برمىخيزى براى نماز أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ كمتر از چهار دانك شب وَ نِصْفَهُ و برمىگزيند- خيزى نيمه شب وَ ثُلُثَهُ و سه يكى از آن، اين مصداق آن خبر است كه در اول سوره گذشت از تخيير ميان نصف ليل بتمامه و ميان قيام ناقص از او كه ثلث است و ميان قيام زايد بر او كه آن ثلثين است و كسانى كه نِصْفَهُ بجر خوانده كه عطف باشد به ثُلُثَيِ اللَّيْلِ مصدق تخيير است ميان نصف كه آن أدنى از ثلثين است و ميان ثلث كه أدنى از نصف است و ميان ربع كه ادنى از ثلث است و قوله وَ طائِفَةٌ عطف است بر ضمير مستتر در تَقُومُ يعنى برميخزند بهمين دستور گروهى مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ از آنان كه با تواند از اصحاب تو استعاره فرمود أَدْنى را از براى اقل زيرا كه اقرب بشيء اقل بعد است بآن، و حاكم ابو القاسم حسكانى باسناد خود از كلبى نقل نموده كه ابو صالح از ابن عباس روايت كرده كه مراد بقوله وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ على عليه السّلام است و ابو ذر رحمه اللَّه وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ و خداى اندازه مىكند شب و روز را يعنى مىداند مقادير ساعات آن را و علم وى محيط است بآن، تقديم اسم جلاله و اسناد فعل مشعر بر حصر است يعنى مقادير ليل و نهار را كما هي نمىداند مگر او سبحانه و تعالى، و مؤيد اينست قوله تعالى عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ ضمير مفعول راجعست بمصدر يُقَدِّرُ كه آن تقدير است يعنى داند خداى آنكه شما هرگز نمىتوانيد شمرد و ضبط