تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٢ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١٠ تا ٢٠
و ابهت بمراتب از شما در پيش بود، مستأصل ساختيم و بچنگال عقوبت عقبى معاقب ساختيم و هر گاه عقوبت ما در دنيا و آخرت باين وجه باشد كه استماع نموديد:
(١٧)- فَكَيْفَ تَتَّقُونَ پس چگونه نگاهداريد اى مشركان نفسهاى خود را و حذر كنيد و بپرهيزيد از عذاب إِنْ كَفَرْتُمْ اگر بمانيد بر كفر خود و ايمان نياريد يَوْماً از عذاب روزى كه بسبب شدت هول و فزع خود يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً بگرداند كودكان را بر هيئت پيران يعنى موى سر ايشان را سفيد سازد، و در كشاف آورده كه مىتواند بود كه يَوْماً مفعول به باشد نه ظرف و معنى اينكه فكيف تتقون أنفسكم يوم القيمة و هوله ان بقيتم على الكفر و لم تؤمنوا و تعملوا صالحا پس چگونه فوت كند و در نيابد نفسهاى شما روز قيامت و هول آن را اگر بكفر خود باقى باشيد و نگرويد بخدا و رسول و عمل شايسته نكنيد، و بدانكه پير گردانيدن روز اطفال را مثل است در شدت آن روز كما يقال في اليوم الشديد يوم يشيب نواصى الاطفال و مراد كثرت هموم و غموم آن روز است چه بسيارى اندوه آدمى را زود پير گرداند، و در بعضى كتب مذكور است كه مردى شبانگاه موى سر و محاسن او در نهايت سياهى بود و چون صبح شد همه موى او چون برف سفيد شده بود از آن حال پرسيدند گفت در شب روز قيامت و آتش دوزخ را در خواب ديدم و مردمان را ديدم همه در زنجيرهاى آتشين كشيده بودند و ايشان را بدوزخ مىكشيدند از هول آن همه موهاى من سفيد شد، و مىشايد كه مراد مبالغه باشد در درازى آن روز چه بعضى اطفال بسبب درازى آن روز باوان شيخوخيت و شيب رسند.
(١٨)- السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ اين نيز بيان وصف آن روز است بشدت و تذكير مُنْفَطِرٌ بجهت تأويل سماء است به سقف و يا بنا بر لفظ آن باشد چه آن معريست از علامت تأنيث و يا آنكه منفطر بمعنى ذات انفطار باشد كما يقال امرأة مطفل اى ذات اطفال و مرضع اى ذات رضاع و يا باضمار شىء اى السماء شيء منفطر (و باء) بمعنى (فى) است كما يقال فلان بالكوفة اى هو فيها و (باء) از براى سبب و معنى آنست كه آسمان شكافته شود در آن روز يا بسبب شدت و هيبت آن روز هر گاه آسمان با وجود عظم و احكام و اتقان شكافته گردد پس ساير مخلوق بطريق اولى باشد كانَ وَعْدُهُ و هست وعده خداى بحدوث اين وقوع و وقوع اين حوادث مَفْعُولًا كرده شده يعنى لا محاله واقع خواهد شد، و ميتواند بود كه عدم ذكر مرجع ضمير در وعده بجهت معلوميت
مستلزم تكذيب رسالت آن پيغمبر است و هر كه تكذيب كند رسالت رسولى را مورد مؤاخذه و عقوبت سخت پروردگار واقع خواهد شد چنانچه فرعون را گرفتيم اخذا وبيلا.