تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥١ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١٠ تا ٢٠
درد دندان داشت و بيطاقت شد فرمود بار خدايا بيك پاره استخوان اين همه درد ميتوانى آفريد پس عذاب إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً در چه مرتبه خواهد بود، از خليل بن حسان نقلست كه شبى نزد حسن بصري بودم و او روزه داشت و چون طعام نزد او آوردند اين آيه بخاطرش آمد روزه نگشاد و شب دوم و شب سيم نيز بهمين دستور افطار نكرد اين خبر را بثابت بناني و يزيد ضبى و يحيى بكار رسانيدند ايشان بيامدند و مبالغه بسيار كردند تا آنكه شربتى از سويق بياشاميد، حاصل كه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه اهل شرك و عصيان را باين معذب سازيم:
(١٤)- يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ در روزى كه بلرزه در آيد زمين وَ الْجِبالُ و بجنبد كوهها وَ كانَتِ الْجِبالُ و بگردند كوههاى با عظمت در آن روز كَثِيباً مانند تلهاى ريك مَهِيلًا پراكنده از هيبت آن روز يعنى كوهها سخت از امكنه خود زايل گردند چون ريك روان، بدانكه يَوْمَ متعلقست به لَدَيْنا كه در معنى فعلست، و كثيب فعيل است بمعنى مفعول مأخوذ از كثبت الشيء اذا جمعته و مهيل از هيل هيلا اذا نشر، و بعد از بيان انواع عذاب تاكيد حجت ميكند بر اهل مكه و ميفرمايد:
(١٥)- إِنَّا أَرْسَلْنا بدرستى كه ما فرستاديم إِلَيْكُمْ بسوى شما اى اهل مكه رَسُولًا پيغمبرى عظيم الشأن يعنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شاهِداً عَلَيْكُمْ در حالتى كه گواه است بر افعال و اقوال شما يعنى در قيامت گواهى دهد بر آنكه چه كس از شما اجابت دعوت او كرده و كدام از او امتناع نموده كَما أَرْسَلْنا هم چنان كه فرستاديم إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولًا بسوى فرعون فرستاده را يعنى موسى عليه السّلام.
(١٦)- فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ پس عاصى شد فرعون از آن پيغمبر و اجابت دعوت او نكرد فَأَخَذْناهُ پس گرفتيم او را أَخْذاً وَبِيلًا گرفتى گران و غليظ چه با وجود كثرت جنود وسعت ملك بآبش غرق كرديم و هنوز بقعر دريا نرسيده بود كه او را در آورديم [١] عدم تعيين رسول بجهت آنست كه غرضى متعلق نيست بآن زيرا كه مراد بيان ارسال رسولست و تكذيب فرعون و تبعه او آن رسول را، و وقوع عقوبت بر ايشان بجهت عصيان و طغيان ايشان و عدم اجابت قول او، و تعيين آن ثانيا بجهت سبق ذكر آنست و معهوديت آن و تخصيص فرعون بذكر بجهت آن او پيشواى اهل ضلال بوده و مغوى ايشان از ايمان آوردن بحضرت ذو الجلال، حاصل كه حق سبحانه در اين آيه تهديد مشركان مكه مىفرمايد و ميگويد كه ما فرعون را كه در حشمت و عظمت
[١] هر چند الف و لام الرَّسُولَ از براى عهد و اشارتست بهمان رسولى كه در آيه قبل مذكور است و مراد حضرت موسى عليه السلام است ولى تكرير لفظ رسول و تعريف رسول دوم بالف و لام اشاره بآنست كه عصيان فرعون حضرت موسى عليه السلام را از حيث رسالت آن حضرت بود و عصيان هر پيغمبرى از اين حيثيت