تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥ - سوره المعارج(٧٠) آيات ١ تا ٩
از نزد خدا، يا به دافِعٌ يعنى نيست او را دفع كننده از جانب خدا چه مراد اللَّه محقق الوقوعست و بهيچ چيز مدفوع نگردد ذِي الْمَعارِجِ آن خدايى كه خداوند درجهاى بلند است يعنى غرفهاى ارجمند در بهشت كه براى انبياء و اولياى خود مهيا كرده، يا خداوند مصاعدى كه از براى صعود كلمات طيبات مقرر فرموده يا مدارجى كه اهل ايمان در آن ترقى كنند در سلوك خود يا مراتب رفيعه فرشتگان يا طبقات آسمان كه ملائكه در آن عروج ميكنند [١] كما قال:
(٤)- تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ بالا ميروند فرشتگان وَ الرُّوحُ و جبرئيل. و افراد آن بذكر بجهت تميز او است از ملائكه بمزيد فضل و مكانت، و گويند كه روح جماعتى از مخلوقند كه اعظم از ملائكهاند و حفظه ايشان هم چنان كه ملائكه حفظه آدمياناند و بر هر تقدير ملائكه و روح عروج ميكنند و صعود مينمايند إِلَيْهِ سوى عرش خدا كه مهبط اوامر الهى است فِي يَوْمٍ در روزى كه كانَ مِقْدارُهُ هست اندازه آن خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ پنجاه هزار سال از سالهاى دنيا، و بيضاوى آورده كه تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ الخ استينافست از براى بيان ارتفاع معارج و بعد آن در علو و ارتفاع بر سبيل تمثيل و تخييل يعنى آن معارج بر وجهى است كه اگر تقدير قطع آن توان كرد هر آينه در زمانى خواهد بود كه مقدر باشد به پنجاه هزار سال، و نزد بعضى معنى آنست كه اگر يكى از ابن آدم سير كند از اسفل زمين تا بآن معارج كه ملائكه در يك روز ميروند او بمقدار پنجاه هزار سال تواند رفت، و نزد بعضى ديگر مراد بيوم روز قيامتست يعنى ملائكه و روح
خود گفتهاند جز بيانى كه از خاندان رسالت صلوات اللَّه عليهم اجمعين رسيده و بمقتضاى روايات معتبره كه از طرق عامه و خاصه نقل شده مانند روايتى كه علامه طبرسى در مجمع و ثعلبى در تفسير خود و روايتى كه ثقة الاسلام كلينى (ره) در اصول كافى و هم در روضه كافى از حضرت صادق (ع) روايت كرده است اين آيه شريفه در واقعه غدير خم نازل شد درباره نعمان بن حارث فهرى كه كافر گشت بولايت امير المؤمنين عليه السلام و از خداوند مسئلت كرد كه إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ الاية چنانچه در سوره انفال ذكر شد آن گاه عذاب الهى بر وى واقع و اين آيه نازل گشت سَأَلَ سائِلٌ الاية و اگر سؤال شود كه جميع مفسرين بر آنند كه اين سوره مكيه است در صورتى كه بمفاد روايات مذكوره اين آيه مباركه چندين سال پس از هجرت پيغمبر اكرم در سفر حجة الوداع و در غدير خم نازل گرديد در پاسخ او گوئيم، اولا علماء و مفسرين در معنى مكى و مدنى بر سه نوع اصطلاحند گروهى از آنان گويند: مكى آنست كه در مكه و نواحى مكه نازل شده هر چند بعد از هجرت بوده باشد و مدنى آنست كه در مدينه و ضواحى آن نزول يافته هر چند پيش از هجرت بوده باشد پس بنا بر اين عقيده بر آيه مزبور نيز مكى صادقست و ثانيا محتملست آيه شريفه مكرر نازل شده باشد فتامل
[١] قال الراغب فى المفردات العروج ذهاب فى صعود و المعارج المصاعد انتهى و معنى ذى المعارج بپارسى، خداوند درجههاى بلند است و مراد مواضع صعود و بالا رفتن است و اختلافست كه عروج كنندگان كيانند و نيكوترين اقوال آنست كه مراد فرشتگانند و مؤيد اين قولست آيه بعد كه تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ الاية و آن دو قول ديگر كه مرحوم مؤلف نقل نموده ضعيف است و بنا بر آن دو قول مناسبتى بين اين آيه و آيه بعد بنظر نميرسد و ضعيفتر از اين دو قول گفتار بعض معاصرين است كه معارج را حمل بر مراتب غير متناهيه وجود دانسته و آيه مباركه را بطور نامناسبى تأويل نموده است و اما راجع باختلاف ظاهرى آيات قرآن در تعيين مقدار روز قيامت انشاء اللَّه تعالى در محل ديگرى اشاره خواهيم كرد.