تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤ - سوره المعارج(٧٠) آيات ١ تا ٩
يقول اللهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم، فرماه اللَّه بحجر على رأسه فقلته
، و بروايت ديگر
فرماه اللَّه بحجر فسقط على هامته و خرج من دبره فأنزل اللَّه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
و اين روايت را نيز ثعلبى بأسانيد خود نقل كرده.
و مضمون روايت مذكوره اينست كه ابو الحمد باسانيد مذكوره بما اخبار نمود كه سفيان ابن عيينه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت از آباء كرام خود عليهم السّلام نقل كرد كه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز غدير خم امير المؤمنين عليه السّلام را منصب خلافت داد و او را قائم مقام خود گردانيد و در حق او فرمود كه هر كه من مولايم باو و صاحب تصرف در امور او پس على عليه السّلام مولاى او است و صاحب تصرف در امور او و اين حكايت در اطراف عالم منتشر شد و اين قصه در ميان مردمان مشهور گشت حارث بن نعمان فهرى بر ناقهاى نشسته متوجه مدينه شد تا در باب حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مجادله نمايد و مناقشه كند و چون بمجلس منور آن حضرت در آمد در آن دم مجلس از انصار و مهاجر مشحون بود گفت يا محمّد تو ما را بكلمه شهادت دلالت كردى از تو قبول كرديم و بقيام صلوات خمس دعوت نمودى اجابت كرديم و بزكوة و صوم و حج و جهاد ترغيب كردى فرمان تو برديم بهر چه اشاره تو واقع شد مخالفت تو نورزيديم و با اينهمه از ما راضى و خشنود نشدى تا اينكه دست اين پسر را گرفتى و گفتى
من كنت مولاه فهذا على مولاه
و امر نمودى كه بعد از من اقتدا باو كنيد و تابع او شويد اينكار بمجرد رأى تو بود و از پيش خود على را برگزيدى و بر مردمان حاكم ساختى يا اين بامر خدا كردى؟ حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود بخدايى كه جز او خدايى نيست كه آنچه من درباره على بن ابى طالب گفتم و در حق او بجاى آوردم و بخلقان رسانيدم بامر خدا بود، بانديشه و تدبير من نبود، نعمان چون اين سخن از آن سرور دين بشنيد روى خود را از آن قبله اسلام بگردانيد و برخاست و گفت بار خدايا آنچه محمّد ميگويد در حق على بن ابى طالب اگر راست و درست است و به امر تست بر ما سنگ بباران يا ما را بعذاب دردناك گرفتار گردان، و چون اين ملعون اين دعا كرد و عذاب اليم از قهار عظيم درخواست سنگى از آسمان بيفتاد و بر سر او خورد و از دبرش بيرون رفت و در ساعت اين آيه نزول يافت [١] كه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ يعنى درخواست خواهندهاى كه نعمانست عذابى را كه فرود آينده است بر اهل كفر و عناد لَيْسَ لَهُ نيست مر اين عذاب را دافِعٌ دفع كننده و باز دارنده.
(٣)- مِنَ اللَّهِ از خدا اين جار و مجرور يا متعلق است به واقِعٍ يعنى عذابى واقع شونده
[١] پوشيده نماند كه از براى هيچ يك از بياناتى كه درباره سبب و شأن نزول اين آيه شريفه مذكور است دليل و مستمند معتبرى بنظر نرسيده و سخنانيست كه مفسرين عامه از روى پندارها و ذوقهاى شخص