تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٨ - سوره الكافرون(١٠٩) آيات ١ تا ٦
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ جميع مفسران بر آنند كه اين سوره در حق جمعى از قريش نازل شده و سبب آن بود كه حارث ابن قيس سهمى و عاص بن وائل و وليد بن مغيره و اسود بن عبد يغوث زهرى و اسود بن مطلب بن اسد و امية بن خلف و غير ايشان از صناديد قريش رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را گفتند كه اى محمّد بيا و با ما موافقت كن و تابع دين ما شو تا ما نيز تابع دين تو شويم و يك سال تو معبودان ما را پرستش نما تا ما نيز يك سال پرستش معبود تو كنيم تا اگر دين تو بهتر از دين ما بوده باشد ما شريك تو بوده باشيم و از آن محظوظ شده و اگر دين ما بهتر از دين تو بوده باشد تو شريك ما شده باشى و از آن حظ يافته حضرت فرمود
معاذ اللَّه أن اشرك به غيره
پناه بخدا ميبرم از آنكه غير او را شريك او سازم در عبادت گفتند پس بعضى آلهه ما را استلام كن و تقبيل آن نما تا تصديق تو كنيم و خداى تو را پرستش نمائيم فرمود
حتى أنظر ما يأتى من عند ربى
من مرتكب هيچ امرى نميشوم تا آنكه فرمان الهى بمن نازل شود پس اگر حكم پروردگار من در اينبات فرود آيد تابع شما شوم در استلام و تقبيل، مقارن اينحال جبرئيل فرود آمد و اين سوره را آورد كه:
(١)- قُلْ بگو اى محمّد يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ اى ناگرويدگان مراد همان جماعتند كه مذكور شد پس الف لام از براى عهد باشد و چون علم الهى تعلق گرفته بود بر عدم ايمان ايشان در زمان مستقبل و مردن ايشان بر صفت كفر از اين جهت حبيب خود را فرمود كه با ايشان بگو:
(٢)- لا أَعْبُدُ نخواهيم پرستيد ما تَعْبُدُونَ آن چيزى را كه مىپرستيد، و نمى تواند بود كه مراد زمان حال باشد زيرا كه لا نافيه داخل نمىشود مگر بر مضارعى كه بمعنى مستقبل باشد هم چنان كه ما داخل نمىشود مگر بر مضارعى كه بمعنى حال باشد و نيز بگو ايشان را كه:
(٣)- وَ لا أَنْتُمْ و نيستيد شما عابِدُونَ پرستندگان در زمان حال ما أَعْبُدُ آن را كه مىپرستم او را مراد زمان استقبال است زيرا كه ما نافيه داخل فعل مستقبل مى شود نه حال وَ لا نافيه در فعل حال داخل ميشود نه مستقبل چنان كه گذشت كه آن در قرآن لا أَعْبُدُ واقع شده.
(٤)- وَ لا أَنا عابِدٌ و نيستم من پرستنده هرگز ما عَبَدْتُّمْ آنچه پرستش كرديد در زمان سلف يعنى در زمان جاهليت عبادت اصنام نميكردم پس چگونه اميد داريد در زمان اسلام