تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٧ - سوره قريش(١٠٦) آيات ١ تا ٤
احترام ايشان ميدارند و بفراغت و امنيت بسفر يمن و شام مىروند و در هر جا كه فرود مىآيند اعزاز و احترام ايشان مينمايند و اصلا دغدغه حرامى و خوف اعداء ندارند هيچكس را جرأت آن نيست كه متعرض ايشان شوند و چون بنعمتى اين چنين مخصوص گشتهاند پس بايد كه بپرستند خداوند اين خانه بزرگوار را نه غير او را (٤)- الَّذِي أَطْعَمَهُمْ آن خداوندى كه طعام داد ايشان را بدين دو رحلت و سير گردانيد مِنْ جُوعٍ از گرسنگى، و تنكير جوع براى تكثير و تعظيم است يعنى بعد از آن كه بسبب شدت فقر و فرط فاقه در نهايت فقر و فاقه و گرسنگى بسر ميبردند و و بجهت اين ارواث و عظام و جيف ميخوردند حق سبحانه ايشان را بوسيله اين دو رحلت اموال بىشمار و ارزاق بسيار بايشان كرامت فرمود و ايشان را از آن گرسنگى برهانيد و متنعم گردانيد تا آنكه اموال و اسباب و عدد ايشان از همه بيشتر شد.
وَ آمَنَهُمْ و ايمن ساخت ايشان را بجهت اين حرم محترم مِنْ خَوْفٍ از ترس عظيم آنها كه در حوالى مكهاند و در نواحى ساير بلاد يمن و شام و يكديگر را ميكشتند و و غارت مىكردند يا از خوف اصحاب فيل و غارت ديار مكه و هجوم ساير اعداء بر آن يا از ترس جذام كه هرگز بايشان نرسيده بود، و گويند كه اين بدعاى ابراهيم عليه السّلام بود. و سالم از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه مكه و مدينه و گرد او جذام را سود دارد. و از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد از آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ آنست كه حق سبحانه و تعالى ايشان را ايمن گردانيد از خوف آن كه خلافت در ميان غير ايشان باشد، و از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله نقلست كه حق سبحانه از فرزندان اسمعيل بنى كنانه را برگزيد و از بنى كنانه قريش را و از قريش هاشم و از هاشم مرا، و از كلبى منقولست كه اول كسى كه اول از مكه سفر كرد و بشام رفت و از آنجا متاع و طعام آورد هاشم بن عبد مناف بود و بعد از آن قريش در تجارت دلير شدند و در بلاد متباعده تردد مينمودند تا صاحب خدم و حشم و اموال وافانى گشتند و بر جميع اهل زمان خود فايق شدند و نام هاشم عمرو العلاء بود و چون از براى مردمان هشم تريد ميكرد و بآن اطعام مردمان مىنمود خصوصا در زمان قحط و غلا از اين جهت باين اسم ملقب گشت كما قال الشاعر:
|
يا ذا الّذي طلب السماحة و النّدى |
هلّا مررت بآل عبد مناف |
|