تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٣ - سوره الهمزة(١٠٤) آيات ١ تا ٩
(٧)- الَّتِي آن آتشى كه تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ برآيد و غالب شود بر دلهاى يعنى از همه اعضاء و اطراف در گذرد و بميان دل در آيد و همه ظاهر و باطن آن را فرو گيرد، تخصيص افئدة كافر بذكر بجهت آن است كه دل او محل عقايد زايغه و ناشايسته و منشأ اعمال قبيحه و اخلاق نابايسته است و ديگر آنكه دل الطف اعضاء است و تألم او بأدنى اذيتى اشد و اصعب ميباشد پس تألم او باستيلاى نار جهنم بر او در غايت مرتبه باشد كه فوق آن متصور نباشد، و بعضى گفتهاند كه معني آنست كه آتش اول در باطن مشتعل شود و از آنجا سرايت بظاهر كند بخلاف آتش دنيا.
(٨)- إِنَّها بدرستى كه آن آتش عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ بر كافران فرو بسته شده است [١] و اين ماخوذ است از أصدت الباب إذا اطبقته يعنى هم چنان كه در را بر چيزى فرو بندند آتش بر كفار فرو بسته شود.
(٩)- فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ستونهايى كشيده شده يعنى هم چنان كه ستونها را بر درها كشند و آنها را بآن ستونها محكم ميگردانند همچنين آتش را بر كفار فرو بندند و آن را بر ايشان مضبوط و مستحكم گردانند اين تأكيد يأس ايشان است از خروج و يقين ايشان بحبس ابدى و عذاب دائمى يا آنكه كفار را ميان ستونها و ديوارهاى كشيده كه از آتش باشد جاى دهند و درهاى آن مكان را بر ايشان فرو بندند و عَمَدٍ بضمتين جمع عمود است چون قدم و قدوم و زبر و زبور و بفتحتين هم چنان كه قرائت بكر است جمع عميد چون افق و افيق و ادم و اديم، مقاتل گفته كه درهاى آتشين را بر كفار فرو بندند و آن را بميخهاى آهنين كه از آتش ساخته باشند مسدود و محكم
آنها بشر است تفاوتهاى بسيارى خواهد بود از آن جمله تفاوتيست كه حقتعالى خود اشاره فرموده است كه الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ زيرا كه آتشهاى دنيوى هر كه را فرو گرفت نخست پوست بدنش را ميسوزاند (از جهت آنكه ذرات آتش مستقيما بجلد بدن اصابت نموده) و پس از آن گوشت را و سپس استخوان را ميسوزاند بدينگونه كه بتدريج حرارت آتش از پوست بگوشت و از گوشت باستخوان رسيده و آنها را ميسوزاند لكن آن آتش خدايى در همان دم كه بدن را فرو ميگيرد از اجزاء و اطراف بدن در گذشته و بلا فاصله بر ميان دلها رسيده دلها را نيز مستقيما ميسوزاند.
[١] بعضى از قراء عمد بضمتين خواندهاند و برخى بفتحتين و بر هر تقدير جمع عمود بمعنى ستونست و جمله فى عمد حال است از براى ضمير مجرور در عليهم يعنى آتش بر اينان فرو بسته شده حالكونهم موثقين فى عمد ممددة و محتمل است صفت باشد از براى آتش مانند مؤصدة اى كائنة فى عمد ممددة بأن تؤصد عليهم الأبواب و تمد على الأبواب العمد المطولة استيثاقا فى استيثاق لا يدخلها روح و لا راحة.