تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٢ - سوره الهمزة(١٠٤) آيات ١ تا ٩
موصول منصوب يا مرفوع باشد بر ذم و تقدير اينكه أعنى الذى يا هو الذى جمع مالا و عدده.
(٣)- يَحْسَبُ ميپندارد أَنَّ مالَهُ آنكه مال جمع كرده او و تقدير نموده او أَخْلَدَهُ جاويد خواهد ساخت او را در دنيا و بجهت اين او را دوست ميدارد هم چنان كه خلود را يا پندار او آنست كه حب مال او را از موت غافل خواهد ساخت يا امل او را دراز خواهد گردانيد يا پندارد كه او مخلد است و بجهت اين عملى ميكند كه مانند است بعمل كسى كه مظنه موت نداشته باشد، در اين تعريض است بآنكه مخلد سعى آخرت است كه آن اعمال صالحه است كه موجب خلود صاحب آنست در نعيم جاودانى و اما مال مخلد هيچكس نميشود در اين سراى فانى؛ و مرويست كه اخنس چهار هزار دينار زر سرخ داشت و بعضى گويند كه ده هزار دينار و فرط تعلق او بآن در نهايت كمال رسيده بود و شدت محبت او بآن بمرتبه غايت انجاميده با وجود اين يك ساعت از جمع مال ذاهل نبود و يك لمحه از كسب آن غافل نه و بشآمت اين غنى كفر و عناد او زياده شد و كمر معاندت و جحود حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم محكم بر ميان بست و آخر همه آن را گذاشت و بجهنم پيوست و بعذاب ابدى و عقاب سرمدى گرفتار شد.
(٤)- كَلَّا ردعست از حسبان او يعنى نه چنين است آنچه پندار او است از تخليد مال او را در دنيا يا حقا كه لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ هر آينه انداخته شود در حطمه يعنى در آتشي كه عادت او آنست كه حطم و كسر ميكند و درهم مىشكند هر چيزى را كه در او انداخته ميشود و اين نام در كه ايست از دركات دوزخ پس بجهت استهوال و استعظام آن ميفرمايد كه:
(٥)- وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ و چه دانا گردانيد ترا تا بدانى كه چيست آتشى كه اين خاصيت دارد، بعد از آن تفسير آن ميكند بقوله:
(٦)- نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ حطمه آتش خداست كه بر او فروخته شد يعنى آتشى كه خداى بقهر و غضب خود آن را بر افروخته و هر چه حق آن را بر افروزد در نهايت حرارت و احراق باشد و ديگرى نتواند كه آن را فرو نشاند. اضافه آن بخدا بجهت آنست كه تا معلوم شود كه آن آتش مانند آتشهاى ديگر نيست [١].
[١] حقتعالى اين آتش را بذات اقدس خود نسبت داده هم چنان كه كعبه معظمه را بخود اضافه نموده كه طَهِّرْ بَيْتِيَ ... نهايت اضافه تشريفيه در كلمه بيتى و بيت اللَّه از جهت جلوه اوصاف جماليه يعنى لطف و رحمت و فيض پروردگار است در آن سرزمين ولى در اينجا بمناسبت ظهور اوصاف جلال يعنى قهر و غضب خداوند است در اين آتش و توصيف فرموده اين آتش را به الْمُوقَدَةُ اشاره بآنكه افروزنده آن خداوند توانا است و چون اين آتش را خداوند قهار افروخته است پس مسلما ميان اين آتش و آتشهايى كه افروزنده