تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٧ - سوره الزلزلة(٩٩) آيات ١ تا ٨
دنيا هلاك نشود و چون بميرد مأمور شود بداخل شد بهشت و در وقت دخول حق سبحانه و تعالى باو خطاب كند كه
أبحتك جنتى فاسكن منه منها حيث شئت و هويت لا ممنوع و لا مدفوع عنه
يعنى مباح گردانيدم بهشت خود را براى تو پس در آن ساكن شو هر جا كه خواهى و آرزو و كنى كه هيچ ممنوع و مدفوع نيستى از آن.
و بدان كه چون حق سبحانه ختم سورة البينة نمود ببيان حال مؤمنان و كافران افتتاح اين سوره فرمود ببيان وقت آن و فرمود:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ چون جنبانيده شود زمين زِلْزالَها جنبيدن وى كه مقدر است نزديك نفخه اولى يا ثانيه، و اضافه آن بضمير جهت آنست كه تا شامل جميع زمين باشد [١] و جامع همه زلزال يا آنكه مفيد اين معنى باشد كه جنبانيدنى كه زمين مستوجب آن باشد در حكمت و مشيت إلهى و آن جنبانيدن سخت باشد كه مثل آن متصور نبوده و نحوه قولك أكرم التقى اكرامه و اهن الفاسق اهانته يعنى اهانت و اكرام كن بتقى و فاسق كه ايشان مستوجب آن باشند.
(٢)- وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ و چون بيرون آورد زمين أَثْقالَها بارهاى گران خود را كه اجساد اموات و دفاين و كنوز است، يعنى او را از درون خود بيرون اندازد. و اثقال جمع ثقل است كه آن متاع بيت است كقوله تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ مراد از اخراج اموات زنده گردانيدن آنها است براى حساب و جزاء و فايده اخراج دفاين و كنوز و اظهار آن تحسر عصات است در وقتى كه نظر بآن كنند زيرا كه ايشان بسبب آن در خداى عاصى شدهاند و بعد از آن آن را وا گذاشته و از نفع آن محروم گشته و ديگر آنكه تا جباه و وجوه و ظهور ايشان را بآن داغ كنند.
(٣)- وَ قالَ الْإِنْسانُ و گويد آدمى نزد اينحال يعنى كافر كه منكر بعث است و گفتهاند كه مراد از آن عام است يعنى همه آدميان بعد از مشاهده اينحال كه تزلزل أرض است و إخراج اثقال از روى تعجب گويند كه ما لَها چيست مر زمين را كه همه متزلزل شده و پوشيدههاى
[١] زلزلههايى كه در دنيا اتفاق ميافتد در جزئى از اجزاء زمين رخ داده و همه اجزاء زمين را فرا نميگيرد و نيز اين زلزلهها هر چند در نظر مردم شديد و عظيم و موجب خرابى و ويرانى و هلاكت نفوس انسانى و حيوانى گردد ولى نسبت بشدت و عظمت زلزله قيامت ناچيز و همچون قطره است نسبت بدريا و بدين مناسبت فرموده زِلْزالَها يعنى آن زلزلهاى كه مخصوص بخود آن روز است و مانند آن را احدى در دنيا نديده است.