تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٤ - سوره البينة(٩٨) آيات ١ تا ٨
(٦)- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بدرستى كه آنان كه نگرويدند مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل كتاب كه يهود و نصارىاند وَ الْمُشْرِكِينَ و از مشركان كه عبده اصناماند فِي نارِ جَهَنَّمَ در آتش دوزخ باشند در روز قيامت خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد باشند در آن يا الحال در دوزخاند بجهت ملابست ايشان بآنچه موجب دخول نار است أُولئِكَ آن گروه هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ايشانند بدترين آفريدگان، و بدانكه اشتراك فريقين در جنس عذاب موجب اشتراك ايشان نيست در نوع عذاب پس ممكن است كه عذاب ايشان مختلف بود بجهت تفاوت كفر ايشان بريه در اصل بريئه بود بهمزه بمعنى خليقه مشتق از برىء بمعنى خلق.
(٧)- إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى آنان كه ايمان آوردهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى پسنديده و ستوده أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ آن گروه ايشانند بهترين همه آفريدگان.
(٨)- جَزاؤُهُمْ پاداش ايشان كه خير الخليقهاند عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار ايشان جَنَّاتُ عَدْنٍ بوستانهاى اقامت است تَجْرِي كه ميرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير اشجار يا قصور آن جويهاى آب چه بوستانهاى بىآب روان مرغوب نيست خالِدِينَ فِيها در حالتى كه پايندگان باشند در آن بهشتها أَبَداً هميشه و اين تأكيد خلود است در اين كلام مبالغات است از ايراد ضمير فصل در أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ كه متضمن حصر و مدحست و از تقديم مدح و از ذكر جزاء كه مؤذنست بآنكه اعطاى اين نعم دائمه در مقابله آن چيزيست كه بآن متصف بودهاند كه آن ايمان است و عمل صالح و از حكم به اينكه اين نعم از پروردگار ايشانست و از جمع جنات و تقييد آن بعدن و وصف آن بخلود بآنچه موجب زيادتى نعمتست كه آن جريان آنها راست و از تأكيد خلود بتأييد و قوله:
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ استينافست بآنچه مر ايشان را باشد بجهت زيادتى مكرمت بر جزاى ايشان يعنى خوشنود باشد خداى از ايشان بجهت توحيد و تنزيه او سبحانه از ما لا يليق و كسب طاعات و خيرات، و از امام رضا عليه السّلام مروى است كه مراد بخشنودى خدا از ايشان اراده ثواب عظيم است و رسانيدن ايشان بمرتبه جليل وَ رَضُوا عَنْهُ و خشنود باشند ايشان از خدا بدادن ثواب بيحساب بديشان و ايشان را بمنتهاى مرادات و غايت غايات رسانيدن ذلِكَ آنچه مذكور شد ارجنان و رضوان لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ براى كسى است كه بترسد از عقوبت پروردگار خود يعنى از معاصى اجتناب نمايد و بموجبات مثوبات اشتغال نمايد چه خشيت ملاك امر است و باعث بر هر مكرمت و خير، و در كتاب شواهد التنزيل حاكم ابو القاسم حسكانى روايت كرده كه حاكم