تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٣ - سوره البينة(٩٨) آيات ١ تا ٨
كلمه و اتفاق نمودن بر حق در وقتى كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مبعوث شود پس ايشان را از حق تفريق ننمود و بر كفر و باطل ثابت نگردانيد مگر آمدن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بايشان، و نظير اينست آنكه فقير فاسق مر واعظ خود را گويد كه (لست بمنفك مما أنا فيه حتى يرزقنى اللَّه الغنى) و چون حقتعالى او را غنى سازد فسق را زياده گرداند و واعظ گويد (لم تكن منكفا عن الفسق حتى تؤثر و ما غمست رأسك فى الفسق الا بعد اليسار).
(٥)- وَ ما أُمِرُوا و مأمور نشدند اهل كتاب بآنچه در تورية و انجيل است إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مگر بجهت آنكه پرستش كنند خداى را مُخْلِصِينَ در حالتى كه پاك كنندگان باشند لَهُ الدِّينَ براى خدا كيش خود را از شرك و الحاد حُنَفاءَ ميل كنندگان از عقايد باطله بدين اسلام وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ و بپاى دارند نماز مفروضه را در اوقات آن وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ و بدهند زكاة واجبه را در محل خود، مراد آنست كه ايشان مأمور نشدند در تورية و انجيل مگر بدين حنيف لكن تحريف آن نمودند و عصيان ورزيدند وَ ذلِكَ و آنچه مامور شدند بآن دِينُ الْقَيِّمَةِ دين و ملتى درست و راست است الْقَيِّمَةِ صفت ملت محذوفست و اضافه دين بآن اضافه بيانيه، و ميتواند بود كه صفت كتب يا شريعت بود، و نضر بن شميل از خليل نقل كرده كه (قيمة) جمع قيم است و قيم بمعنى قايم است اى دين القائمين للَّه بالتوحيد، پس بنا بر اين اضافه بتقدير لام باشد، و بدانكه مسلم و حنيف بيك معنى است نزد اكثر علماء و عتبه بر آنست كه حنيف بمعنى مسلم حاج است و مسلم اعم از آنكه متصف باين صفت باشد يا نه پس بينهما عموم و خصوص مطلق باشد و اينقول موافق قول ابن عباس است زيرا كه حنفاء را بمعنى حجاج تفسير كرده، و ابن جبير گفته كه عرب حنيف را اطلاق نميكند مگر بر كسى كه حاج باشد و مختون، و از قتاده منقولست كه سنن حنيفه ختانست و تحريم بنات و امهات و اخوات و عمات و خالات و اقامه مناسك، و در كتب فقهيه مسطور است كه از سنن حنيفه مضمضه است و استنشاق و وفر شعر و قصر شارب و قص اظفار و حلق عانه و ابطين و ختان و استنجا و سواك، و در آيه دلالتست بر بطلان مذهب مجبره زيرا كه در آن تصريحست بآنكه حق سبحانه خلق عباد فرموده براى آنكه عبادت كنند او را، و باين آيه استدلال ميتوان كرد بر وجوب نيت در طهارت و ساير اقسام عبادت زيرا كه امر بعبادت فرموده بر وجه اخلاص و اخلاص ممكن نيست مگر بنيت قربت و طهارت از قسم عبادتست پس بدون نيت مجزى نباشد، و بعد از آن حق سبحانه حال فريقين را بيان ميكند بقوله: