تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٣ - سوره القدر(٩٧) آيات ١ تا ٥
بود و گويند كه ليلة القدر بجهت آنست كه در اين شب از نزد ملك ذى قدر كتاب ذى قدر نازل شده برسول ذيقدر براى امت ذيقدر بر دست ملك ذيقدر. و گفتهاند كه قدر بمعنى قضا و حكمت است يعنى در او تقدير و تفصيل كنند هر كار كه مشحون بحكمت است نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام در اين شب تقدير كنند [١] لقوله تعالى فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ و اين شب را ليله مباركه گويند لقوله إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ زيرا كه حقتعالى در اينشب خبر و بركت و مغفرت خود را بر بندگان نازل مىسازد، و ابو ضحى از ابن عباس نقل كرده كه حق تعالى در شب نيمه شعبان تقدير قضايا مىكند و در شب قدر آن را ببندگان ميرساند يا قدر بمعنى تنگى است چه زمين بر ملائكه در آن شب تنگ شود از بسيارى ايشان كه بر زمين آيند، و گفتهاند تسميه آن بقدر بجهت قدر و شرفست بر ساير ليالى پس تبيين قدر آن ميفرمايد بقوله:
(٣)- لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ شب قدر بهتر است مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ از هزار ماه كه غازى بنى اسرائيل كه شمسون بود در آن جهاد كرده مر كسى را كه آن را دريابد و بطاعت بروز آورد، مرويست كه شمسون مردى قوى هيكل و شجاع بود و بجهت كثرت محاربه و مجاهده او همه كفار عاجز بودند و در دفع او هيچ چاره نداشتند و آخر نزد زن وى رفتند و او را بحطام دنيا فريب دادند و گفتند چون او بخسبد وى را به بند تا ما او را هلاك كنيم زن وى را بريسمان قوى ببست چون آگاه شد ريسمان بگسيخت و با زن گفت كه چرا چنين كردى گفت خواستم قوت ترا بيازمايم تا در چه مرتبه است اكنون بگو ترا به چه توان بست كه از آن عاجز شوى گفت بموى سر من شب ديگر او را بموى سر او ببست چون بيدار گشت عاجز شد و زن كفار را خبر كرد بيامدند و او را بمأواى خود بردند و چشمهايش را بر آوردند و گوش و بينى او را ببريدند وى بدرگاه الهى بناليد حق سبحانه چشمهاى او را و جميع اعضايش باز كرد و از بندش خلاص نمود ملك ايشان را قصرى بود كه بر بالاى ستونهاى محكم بنا كرده بودند بر آنجا نشسته شمسون بيامد و آن ستونها را بجنبانيد ملك از قصر در افتاد و هلاك شد و لشكر او را بقتل آورد و بر همين طريق با كفار
[١] بسيارى از علماء و مفسرين بر آنند كه حقتعالى در شب قدر آجال و ارزاق و سائر امور جاريه در اين جهان را تقدير ميفرمايد: از اين سال تا سال آينده و گويند: انما سميت بليلة القدر لان فيها بقدر كل شىء يكون فى تلك السنة إلى مثلها من قابل و روايات چندى نيز بدين مضمون در كتب عامه و خاصه وارد شده قاضى عياض كه يكى از اعاظم علماء عامه است گفته: سميت ليلة القدر لتقدير اللَّه تعالى فيها ما يكون من تلك السنة من الارزاق و الآجال و غير ذلك و گويد: كه مراد از تقدير اظهار اين امور است براى ملائكه و براى خواص بندگان خدا بدون توسط كسى يا بتوسط فرشتگان چنانچه بعدا ميفرمايد: تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ و پوشيده نماند كه ما گفتار قاضى عياض را در اينجا نقل كرديم