تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٧ - سوره الضحى(٩٣) آيات ١ تا ١١
لا يدرى الى أين يذهب و من اىّ وجه يكتسب و در حديث آمده كه
نصرت بالرعب و جعل رزقى في ظل رمحى
نصرت كردند مرا بالقاى رعب و ترس در قلوب اعداء و روزى دادند مرا در سايه نيزه خود، مراد جهاد است كه متضمن غنايم و انفالست، هفتم آنكه ترا يافت دوستى مستغرق در بحر محبت بر تو منت نهاد و بمقام قرب رسانيد.
(٨)- وَ وَجَدَكَ و يافت ترا عائِلًا درويش و عيال بار فَأَغْنى پس توانگر ساخت ترا بمال خديجه تا بآن تجارت كردى، و بعد از آن بغنايم دار الحرب، يا بينياز گردانيد دل ترا بقناعت كه
القناعة كنز لا يفنى
خورسند ساخت ترا بآنچه عطا فرمود بتو، و اينقول مقاتل است، و از فراء منقولست كه لم يكن غنيا عن كثرة المال لكن اللَّه سبحانه أرضاه بما آتاه من الرزق و ذلك حقيقة الغنى، و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه ترا صاحب عيال يافت بكثرت امت چه همه خلايق عيال تو بودند و محتاج تو پس بعلم قرآن و احكام شريعت تو را توانگر ساختيم تا بديشان نفقه كنى چنان كه فرمود
(علّمك ما لم تكن تعلم)،
و در حقايق القرآن مذكور است كه معنى آيه اينست كه تو فقير بودى به مشابهت خلق ترا غنى گردانيد بمكاشفه انوار جمال خود، و عياشى باسناد خود از ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير اين سوره فرمود كه أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً
اى فردا لا مثل لك فى المخلوقين فآوى الناس اليك و وجدك ضالا اى ضالة في قوم لا يعرفون فضلك فهداهم إليك و وجدك عائلا تعول اقواما بالعلم فاغناهم بك
حاصل كه حق سبحانه باين امور مذكوره تعديد نعم خود نموده بر حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و بر او منت نهاده تا تنبيه كند او را بر آنكه همچنين كه در ماضى باو احسان فرموده در مستقبل نيز باو احسان خواهد فرمود بجهت اين مترقب فضل الهى باشد و منتظر زيادتى خير و كرامت و خاطر عاطر خود را پريشان نسازد و بر مصايب صبر فرمايد و از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت است كه
منّ علىّ ربى و هو أهل المن
و بعضي از ملاحده زبان طعن گشوده ميگويند كه امتنان بانعام قبيحست و خارج از صفات كرام و جواب اين آنست كه قبح منّ از منعم در صورتى است كه مراد او از آن هتك عرض منعم عليه باشد و اذيت رسانيدن باو اما اگر مراد تذكير او باشد براى شكر نعمت و ترغيب او در آن تا شاكر مستحق مزيد نعمت باشد در غايت حسن خواهد بود، و ديگر آنكه تعداد نعمت موجب آنست كه منعم عليه جميع محتاج اليه خود را از منعم طلبد نه از غير او و اين غايت لطف و فضل است از جانب منعم نسبت بمنعم عليه، بعد از آن ميفرمايد كه اى محمّد شربت يتيمى چشيدهاى، و درد بينوايى و تنگدستى كشيده.
(٩)- فَأَمَّا الْيَتِيمَ پس اما يتيمان را فَلا تَقْهَرْ پس قهر مكن و از نزد خود مران و حقير