تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٢ - سوره البلد(٩٠) آيات ١٠ تا ٢٠
(١٠)-
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ و راه نموديم وى را طريق خير و شر را بانزال كتب و ارسال رسل، يا نموديم باو دو پستان را تا بعد از ولادت بر آن چسبيده بشير خوردن اشتغال نمايد قول اول منقولست از حضرت امير المؤمنين صلوات و سلامه عليه و ابن عباس و ابن مسعود و حسن و مجاهد و قتاده، و ثانى قول سعيد بن مسيب و ضحاك، و بروايت ديگر از ابن عباس مرويست، و از ابو جعفر عليه السّلام منقولست كه مراد بعينين حضرت رسالتست صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه مظهر نبوت و ولايتست و بلسانا امير- المؤمنين عليه السّلام است و بشفتين حسن و حسين عليهما السّلام و بنجدين ولايت ايشان و بذا مقربه و مسكين كه بعد از اين ميآيد محمّد صلوات اللَّه عليه و آله است و امير المؤمنين صلوات عليه اى (على
يتقرب بمحمد و برب محمّد بعلمه و بابه)
و بدانكه اصل نجد مكان مرتفع و بارز است و تسميه آن بخير و شر بجهت بروز و ظهور هر يك از آنها است و تبين امتياز آنها از يكديگر در شرع اقدس و تسميه آن بثديين بجهت نتوّ آن و ميتواند بود كه تسميه نجد بشر بآن اعتبار باشد كه در اجتناب سلوك آن رفعت و شرف از براى مكلف حاصل مىشود هم چنان كه سلوك طريق خير موجب رفعت است و شرف مروى است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را گفتند كه مردمان مىگويند نجدين ثديين است فرمود كه (لا، هما الخير و الشر) نه چنين است بلكه آن طريق خير و طريق شر است، و از حسن نقل كردهاند كه بمن رسيده كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
(يا ايها الناس هما نجدان نجد الخير و نجد الشر فما جعل نجد الشر احب اليكم من نجد الخير)
اى مردمان نجدين نجد خير است و نجد شر پس چه چيز گردانيده است نجد شر را بشما دوستر از نجد خير، مراد آنست كه با وجود ظهور حقيت خير و بطلان شر انسان طريق حق را گذاشت و در طريق شر سلوك نمود.
(١١)- فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ پس بتكليف نيامد و شروع نكرد در وجوه البر و انفاق ننمود در امر شديد يعنى رنج نكشيد در مخالفت نفس و بواسطه اعمال صالحه كه متضمن مشقت و تكليف است بشكر گذارى ايادى و نعم مذكوره قيام ننموده، اقتحام عقبه مثلى است كه بآن تشبيه كرده مجاهد را با نفس و شياطين برفتن كسى بعنف و تكلف بر بالاى عقبه كه آن كريوه است و ما به الاشتراك بينهما مشقت و محنت است و اقتحام و تكليف و رياضت، و شبههاى نيست در آنكه اعمال صالحه متضمن معانات مشقت است و مجاهده نفس، و از حسن منقولست كه عقبة و اللَّه شديدة مجاهدة الانسان نفسه و هواه و عدوه الشيطان، حاصل معنى آنست كه چرا آدمى مالى را كه در طريق شر صرف كرد يعنى بقصد رياء و سمعه و افتخار و عداوت پيغمبر و غير آن از وجوه قبيحه در اقتحام عقبه كه طريق خير است صرف آن نكرد و بعد از آن بجهت تعظيم عقبه ميفرمايد كه: