تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٠ - سوره المطففين(٨٣) آيات ١ تا ٩
آن گه ببهشت در آيد و ميان بهشت و دوزخ حوضى باشد طول آن يك ماه راه و عرض آن يك ماه
بياضه أشد من اللبن و أحلى من العسل
سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل، و بر كنار آن قدح ها باشد از فضه و قوارير هر كه يك قدح از آن باز خورد هرگز تشنه نشود و حاجت نيفتد او را بآب خوردن در عرصات قيامت، و مرويست كه اهل عرصات در مدت ايستادن عرق بطريق سيل از سر ايشان جدا شود و به اذن و اطراف ايشان روان گردد، و سليم بن عامر از مقداد بن اسود نقل كرده كه او گفت كه من از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود در عرصات آفتاب بر بالاى سر بندگان بدارند بمقدار يك ميل يا دو ميل و سليم گويد نمىدانم كه مراد بميل مسافت زمين است يا ميلى كه سرمه در چشم كشند پس آفتاب تحليل رطوبات ايشان كند و بطريق عرق از بدن ايشان بيرون آيد و اين بقدر اعمال ايشان باشد يعنى بعضى باشند كه عرق تا پاشنه پاى ايشان رسيده باشد و بعضى مانند لجام بدهن ايشان رفته پس آن حضرت اشاره بدهان مبارك خود كرد و فرمود كه
يلجمه لجاما
و اين حديث را مسلم در صحيح خود آورده، و مرويست كه عبد اللَّه عمر اين سوره را قرائت ميكرد چون بآيه يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ رسيد گريه بر او غالب شد و بيفتاد و از قرائت ممتنع شد، و گويند روزى بر بايعى بگذشت گفت از خداى بترس و كيل را تمام گردان كه كم پيمايندگان را در روز قيامت نزد خداى بدارند تا آنكه عرق از سر ايشان روا نشود و مانند لجام در دهن ايشان رود، و قتاده گفته كه أوف يا بن آدم كما تحب أن يوفى لك، و اعدل كما تحب أن يعدل لك تمام به پيماى و عدل كن هم چنان كه دوست دارى كه از براى تو پيمايند و بطريق عدل با تو سلوك كنند و از فضيل نقلست كه (بخس الميزان سواد الوجه يوم القيامة) كم كشيدنتر از و رو سياهى است در روز قيامت، آوردهاند كه اعرابى بعبد الملك مروان گفت لقد سمعت ما قال اللَّه تعالى فى المطففين أراد بذلك ان المطفف قد توجه عليه الوعيد العظيم الذى سمعت به فما ظنك بنفسك و انت تأخذ اموال المسلمين بلا كيل و لا وزن، تو شنيده آنچه حقتعالى درباره مطففين فرموده از توجه وعيد عظيم بر مطفف پس چيست ظن تو بنفس خود كه مالهاى مسلمانان را بىكيل و وزن ميگيرى و بىانديشه و بىمحابا در آن نظر ميكنى.
(٧)- كَلَّا اين ردع است از تطفيف و غفلت از ذكر بعث و حساب يعنى كم مىپيمايند و از روز حساب و جزاء غافل ميشوند و بعد از آن بر سبيل استيناف در عقب آن ذكر وعيد فجار مينمايد على العموم بقوله إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ از ابى حاتم سهل منقولست كه كَلَّا ابتداء كلامست متصل بما بعد يعنى «حقا» بدرستى كه آنچه نوشته ميشود از اعمال كافران نابكار يا بتحقيق كه نوشتن اعمال ايشان لَفِي سِجِّينٍ در سجين است و آن ديوانيست جامع جميع اعمال شياطين و كفره و