تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٧ - سوره النازعات(٧٩) آيات ٤٠ تا ٤٦
شود آنچه واقع شود، و دال بر حذف جوابست قوله:
(٣٥)- يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ اين بدل فاذا جاءت است يعنى پس ياد كن روزى را كه ياد آرد آدمى ما سَعى آنچه كرده در عمل از خير و شر يعنى همه را نوشته بدست او دهند تا بخواند و همه كس در آن روز تأسف و تحسر خورند اما ابرار بجهت آنكه چرا آن كار را بيشتر نكردند و اما فجار بجهت آنكه چرا كردند.
(٣٦)- وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ و ظاهر گردانيده شود دوزخ لِمَنْ يَرى مر كسى را كه بيند يعنى بمرتبهاى آشكارا شود كه هر كه از اهل رؤيت باشد آن را ببيند.
(٣٧)- فَأَمَّا مَنْ طَغى ميتواند بود كه اين جواب شرط محذوف باشد يعنى چون بيايد قيامت در روزى كه انسان متذكر شود بآنچه كرده و دوزخ را ظاهر سازند بمرتبهاى كه همه كس آن را بيند پس هر كه در گذشته باشد از حد خدا كه ايمان است يعنى بوى نگرويده باشد.
(٣٨)- وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا و برگزيده باشد زندگانى دنيا را، در ملاذ آن منهمك شده و بجهت اين مستعد آخرت نشده باشد بوسيله عبادت و تهذيب اخلاق و كار آن نساخته:
(٣٩)- فَإِنَّ الْجَحِيمَ پس بدرستى كه دوزخ هِيَ الْمَأْوى آن جاى او است، الف و لام ساد مسد اضافه است بجهت معلوميت اينكه صاحب آن ماوى نيست مگر طاغى و هى ضمير فصل است يا مبتدا.
(٤٠)-
وَ أَمَّا مَنْ خافَ و اما هر كس كه ترسيده باشد مَقامَ رَبِّهِ از ايستادن نزد پروردگار خود يعنى در موقف عتاب رب الارباب خود وَ نَهَى النَّفْسَ و نهى كرده باشد و باز داشته نفس خود را عَنِ الْهَوى از آرزوى آن يعنى از تمناى حرام و ناشايست.
(٤١)- فَإِنَّ الْجَنَّةَ پس بدرستى كه بهشت هِيَ الْمَأْوى آن آرامگاه او است، از مقاتل مروى است كه آيه در شأن كسى است كه قصد معصيت كند در خلوت و بر آن قادر بود پس خلاف نفس نموده از خداى ترسد و از آن عمل دست باز دارد، و بعد از انذار و تبشير خطاب برسول ميفرمايد كه:
(٤٢)- يَسْئَلُونَكَ ميپرسند ترا اى محمّد عَنِ السَّاعَةِ از روز رستخيز أَيَّانَ مُرْساها كه كى باشد اقامت آن يعنى در چه زمان خداى قيامت را قائم كند و گويند مرسى بمعنى منتهى و مستقر است فهو مأخوذ من مرسى السفينة و هو حيث تنتهى اليه و تستقر فيه يعنى منتهى و مستقر قيامت كى باشد.
(٤٢)- فِيمَ أَنْتَ در چه چيزى تو مِنْ ذِكْراها از ياد كردن وقت آن براى امت و