تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٥ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ١٠ تا ١٩
كه شبيه باشد بشير خشمناك در اضرار قَمْطَرِيراً روزى در نهايت سختى و كراهت كه بسبب آن مردمان روي خود را بسيار درهم كشند، و از حسن پرسيدند كه قمطرير چيست گفت سبحان اللَّه اين چه سخن است قمطرير اسم روز قيامت است و او سختتر از اسم خود است، و در كشاف مذكور است كه وصف يوم بعبوس مجاز است بدو طريق يكى آنكه موصوف است بصفت اهل آن كه اشقياء اند كقولك نهاره صائم و ليله قائم دوم آنكه مشبه است در شدت ضرر و هول باشد عبوس يا شجاع باسل و قمطرير بمعنى شديد العبوس است همچه كسى كه منقبض ساخته باشد ما بين عينين خود را يقال اقمطرت الناقة اذا رفعت ذنبها و جمعت قطريها پس اشتقاق آن از قطر است و ميم حرف زايد، و از ابن عباس مروى است كه روى كافران در آن روز ترش گردد و درهم كشيده شود و در ميان هر دو چشم او مثل قطران عرق روان شود انتهى كلامه، خلاصه معنى آيه آن است كه ما بجهت رضاى الهى و خوف غضب پادشاهى در اينروز كه مشتمل است بر شدايد غير متناهى اطعام من كنيم نه بغرضى ديگر از اغراض:
(١١)- فَوَقاهُمُ پس نگاه دارد خداى ايشان را اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ از بدى اين روز يعنى از اهوال و شدايد آن وَ لَقَّاهُمْ و پيش آرد ايشان را يعنى بدهد بايشان بدل عبوس كفار و حزن فجار نَضْرَةً نضارت و طلاقت وجه كه آن تازگى و گشاده رويى و خوب رويى است وَ سُرُوراً و فرح و شادى در دل، اين دليل است بر آن كه آن روز موصوف است بعبوس اهل آن.
(١٢)- وَ جَزاهُمْ و پاداش دهد ايشان را بِما صَبَرُوا بسبب صبر كردن ايشان بر- اداى واجبات و اجتناب از محرمات و ايثار اطعام بر خوردن در حين احتياج ايشان بآن جَنَّةً بوستانهاى مملو از اثمار و ساير اطمعه و اشربه كه از آن خورند وَ حَرِيراً و جامه ابريشم بهشتى كه بپوشند.
(١٣)- مُتَّكِئِينَ در حالتى كه تكيه زدگان باشند، اعراب اين بر حاليت است از ضمير جَزاهُمْ و ميتواند بود كه صفت جنت باشد يعنى بهشتى كه ابرار تكيه زدگان باشند فِيها در آن بهشت عَلَى الْأَرائِكِ بر تختهاى آراسته بذهب و فضه و انواع جواهر و در و ياقوت لا يَرَوْنَ فِيها اين محتمل حاليت از ضمير جَزاهُمْ و از ضمير مُتَّكِئِينَ هر دو هست و احتمال آن نيز دارد كه صفت جنت باشد يعنى در حالتى كه نبينند در بهشت يا بهشتى كه نه بينند در آن شَمْساً آفتاب را، يعني گرما را نيابند وَ لا زَمْهَرِيراً و نه سرما، مراد آن است كه هواى بهشت معتدل بود و در او زمستان و تابستان نباشد تا از شدت حر و برد متأذى نگردند كما ورد فى الحديث
هواء الجنة