تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٥ - سوره البقرة(٢) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
وَ يَكُونَ الدِّينُ و تا باشد پرستش و طاعت خالص لِلَّهِ مر خداى را كه شيطان را اصلا در آن نصيبى نباشد فَإِنِ انْتَهَوْا پس اگر باز ايستند مشركان از كفر فَلا عُدْوانَ پس هيچ ستمكارى نيست يعنى ستم مكنيد و تعدى منمائيد بر باز ايستادگان از شرك زيرا كه مستحسن نيست آنكه ظلم و تعدى كنند إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ مگر بر ستمكاران مراد بعد و ان عقوبتست پس وضع علت شده در موضع حكم و نام نهاده شده جزاى ظلم باسم ظلم بجهت مشاكلت و مزاوجت كقوله تعالى فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ و قوله جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها و يا معنى آنست كه اگر متعرض منتهيان شويد ظالمان باشيد و امر بر شما منعكس گردد وفاء اولى براى تعقيب است و ثانيه براى جزا در مجمع آورده كه اين آيه ناسخ آيه اوليست كه متضمن نهى بود از قتال در مسجد تا آنكه ايشان در آن ابتدا بقتال كنند و بنا بر آنكه ما ذكر كرديم از ابن عباس كه آيه اولى منسوخ نباشد بلكه مراد از آن نهى باشد از قتال با صبيان و نساء چنان كه مذكور شد پس اين آيه ناسخ آن نباشد و نزد بعضى معنى آنست كه چون ايشان ابتدا بقتال كنند در حرم واجبست بر شما مقاتله با ايشان تا كفر زايل شود و ميشايد معنى فَإِنِ انْتَهَوْا اين باشد كه اگر ايشان باز ايستند از قتال شما نيز باز ايستيد و اگر باز نايستند با ايشان كارزار كنيد كه عدوان يعنى قتل نباشد إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ و حق آنست كه مراد حق تعالى در اين آيه اين باشد كه مشركان را بكشيد تا آن كه باز ايستند از كفر و قبول اسلام كنند و در حق اهل كتاب فرموده كه با ايشان كارزار كنيد تا آنكه ايمان آرند يا جزيه قبول كنند و رخصت در مهلت ايشان بجهت آنست كه ايشان را كتابى هست كه ممكنست كه در آن نظر و انديشه كنند و منصف شده ايمان آرند بخلاف مشركان كه صاحب كتاب نيستند پس در امهال ايشان فايده نباشد آوردهاند كه مشركان در ذى القعدة مقاتله كردند با اهل اسلام در عام حديبيه و اتفاقا در سال ديگر خروج اهل اسلام از مدينه بمكه بجهت قضاى عمره در همين ماه واقع شد و بجهت حرمت ماه كراهت داشتند كه با ايشان مقاتله كنند اگر ايشان در مقام مقاتله در آيند حق سبحانه فرمود كه الشَّهْرُ الْحَرامُ ماه حرام يعنى ذو القعدة اين سال كه بعمره قضا ميرويد بِالشَّهْرِ الْحَرامِ بعوض آن ماه حرام است كه با شما در مقام مقاتله درآمدند يعنى ذو القعده ماضى كه شما را منع كردند يعنى اگر ايشان جنگ كنند مترسيد و باك مداريد كه ايشان در آن ماه حرام شما را از مكه باز داشتند پس شما را جايز است كه بجهت اين در اينماه با ايشان قتال كنيد و بعوض آن دمار از ايشان برآريد چه هتك حرمت آن كه از شما صادر ميشود بجهت هتك ايشانست حرمت آن را پس از اين انديشه بخود راه مدهيد و تسميه ذو القعدة بجهت قعود مردمان است در آن از قتال وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ و حرمتها را مساواتست