تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٧ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠٠ تا ٢٠٩
كه بزبان اظهار ايمان ميكردند و در دل نفاق ميداشتند ذكر مؤمنان را در عقب آن بيان ميكند كه زبان ايشان با دل يكسانست يعنى آنچه بزبان ميگويند بآن تصديق ميكنند پس ميفرمايد كه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي و از مردمان كس هست كه ميفروشد نَفْسَهُ نفس خود را يعنى جان بذل ميكند در جهاد و يا امر معروف و نهى از منكر ميكند تا كشته ميگردد ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ بجهت طلب خشنودى خدا وَ اللَّهُ رَؤُفٌ و خدا مهربانست بِالْعِبادِ ببندگان خود كه در طلب رضاى او جان فدا كنند يعنى ارشاد ايشان ميكند بمثل اين شرى و يا تكليف ايشان ميكند بجهاد تا تعرض ثواب غزاة و شهداء نمايد بايشان سدى از ابن عباس نقل كرده كه اين آيه در شأن عاليشأن أمير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و معنى آنست كه در ميان مهاجر و انصار شخصى هست كه جان خود را در طلب رضاى پروردگار خود بذل ميكند به اين وجه كه نفس خود را فداى حبيب آفريدگار مينمايد و بآن حالت خرم و خورسند است و شرى اينجا بمعنى بيع است بمعنى خريدن و مراد از بيع در اين مقام بذل است و غزالى كه يكى از اعاظم فضلاء اهل سنتست در كتاب خود كه موسوم است باحياء العلوم و در كتاب كيمياى سعادت نيز آورده كه (ان هذه الاية نزلت فى على ابن ابى طالب عليه السلام حين بات على فراش رسول اللَّه) و ثعلبى نيز كه از رؤساى اهل سنتست در تفسير خود آورده است كه در شب غار چون آن سيد ابرار صلّى اللَّه عليه و آله به امر پروردگار عزيمت فرار از كفار نمود على بن ابى طالب عليه السّلام را بخواند و در آن وقت عمر شريف شاه ولايت به بيست و يك رسيده بود پس آن سرور انبيا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود يا على عليه السّلام قريش اتفاق نمودهاند و ميخواهند كه امشب بر سر من آيند و مرا هلاك كنند اكنون حكم خدا آنست كه تو در مرقد من خواب كنى و گليم را در خود پوشانى تا ايشان خيال كنند كه من در خوابگاه خود خوابيدهام و من بيرون روم و خود را بجايى رسانم كه از شر ايشان ايمن شوم و از ايشان آسيبى بمن نرسد شاه اوليا عليه السّلام چون اين سخن از سيد انبيا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بشنيد فرمود كه مرا خبر ده كه اگر من چنين كنم آسيبى بجناب تو نميرسد و مكروهى از ايشان به ذات شريف تو راه نمييابد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه نعم يا على عليه السّلام اگر تو چنين كنى آزارى از ايشان بمن نرسد و من از شر ايشان در امان حق سبحانه باشم حضرت امير عليه الصلاة و السلام چون اين بشارت بشنيد فرمود
الان طاب الموت
يعنى يا رسول اللَّه اين زمان كه مرا بسلامتى خود بشارت دادى من از مرگ خود خوشحال شدم هيچ باك ندارم از كشتن خود
|
جان شيرين گر قبول چون تو سلطانى بود |
كى بجانى باز ماند هر كرا جانى بود |
|