تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٠ - سوره البقرة(٢) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
ترك تشويش مردمان دادن و از ايشان سؤال ناكردن و قول اكثر آنست كه مرا بتزود عمل صالح و طاعت و عبادتست براى روز معاد و ظاهر فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى تا آخر دال است بر اين پس مراد آنست كه بهترين زاد در راه خدا جهت آخرت پرهيزكاريست از معاصى قشيرى گفته كه تقواى عوام دور شدن است بتن از لوث گناه و تقواى خواص اجتنابست از تعلق بما سوى اللَّه و بنا بر اين قول ذكر اين در اثناى بيان اعمال حج جهت آنست كه تا اعمال حج را بر طريق اخلاص بفعل آرند بدون شايبه غرضى از اغراض دنيويه مانند ريا و سمعه و غير آن وَ اتَّقُونِ و بترسيد از من يا أُولِي الْأَلْبابِ اى خداوندان عقلهاى خالصه چه قضيه لب عقل مقتضى خشية خدايست و تقوى اين كلام حث بندگان است بر تقوى و بعد از آن امر ايشان بآن كه مقصود بتقوى توجه تام است بحضرت مولى و تبرى از ما سوى و اين مقتضاى عقلى است كه معرى باشد از شوايب هوى و لهذا تخصيص (اولوا الالباب) نموده باين خطاب اى عزيز هر گاه كه سفر يك روزه بىزاد نتوان رفت پس سفر آخرت كه اطول اسفار است چگونه بىزاد توان رفتن (و نعم ما قيل)
|
مر الجراد على ذرعى فقلت له |
اسلك سبيلك لا تولع بافساد |
|