تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٩ - سوره البقرة(٢) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
امت بر آنست كه طواف صفا و مروه مشروعست در (حج و عمره) و خلاف در وجوب آنست نزد احمد سنتست لقوله فَلا جُناحَ كه مفهم تخيير است و اين ضعيف است زيرا كه نفى جناح دلالت بر جوازى ميكند كه در معنى وجوب داخل است پس دافع آن نباشد و ابو حنيفه بر آنست كه واجبست و جبر ترك آن بدم است و مالك و شافعى بر آنند كه ركن است
لقوله عليه السّلام اسعوا فان اللَّه كتب عليكم السعى
و جميع فقهاى اماميه بر اينند و مجمع عليه ايشان چنان كه مبين خواهد شد وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً و هر كه بطوع و رغبت خود بكند عملى نيكو از زيادتى طواف يا حج و عمره بر سبيل تبرع خيرا صفت مصدر محذوفست اى تطوعا خيرا و يا محذوف الجار است و ايصال فعل بآن و يا نصب آن بتعديه فعل است بجهت آنكه تطوع متضمن (فعل و اتى) است يعنى هر كه بكند نيكويى را فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ پس بدرستى كه خدا جزا دهنده شكر گويندگان است و اطاعت نمايندگان باضعاف ثواب عَلِيمٌ دانا باعمال بندگان بر وجهى كه هيچ چيز از آن بر او پوشيده و پنهان نيست پس بقدر آنچه واجبست ايصال آن از جزا عالم باشد و در ذكر لفظ شاكر تلطفست بعباد و مظاهرت در احسان و انعام بايشان كما قال مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً و بديهى است كه استقراض از حق تعالى ممتنع است لكن ذكر اين لفظ نموده بر طريق تلطف اى (يعامل عباده معاملة المستقرض من حيث ان العبد ينفق فى حال غناه فياخذ اضعاف ذلك فى حال فقره و حاجته) پس همچنين حقتعالى چون با بنده معامله شاكر ميكند از حيثيت آنكه (ثنا و ثواب) را براى او واجب ميگرداند از اين جهت خود را شاكر گفته از ابن عباس مرويست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه در جاهليت دو بت بودند (يكى اساف) نام داشت و (ديگرى نائله) اساف بر صورت مردى بود و نائله بر صورت زنى اساف را بر صفا نهاده بودند و نايله را بر مروه و اهل كتاب گفتهاند كه ايشان مردى و زنى بودند كه در خانه كعبه زنا كردند حقتعالى ايشان را سنگ گردانيد پس يكى را بر صفا نهادند و ديگرى را بر مروه تا خلقان آن را ببينند و از آن عبرت گيرند چون مدت متمادى بر اين برآمد مشركان پنداشتند كه ايشان را براى عبادت نصب كردهاند و طواف كعبه جهت تعظيم آنها است بعبادت آنها مشغول شدند و هر وقت كه سعى كردندى دست بر ايشان ماليدندى و بايشان تقرب جستندى و چون زمان اسلام در رسيد و خانه كعبه را از بتان پاك كردند و آن دو سنگ را نيز بشكستند مسلمانان كاره سعى آن بودند و متحرج بآن بجهت آنكه ميپنداشتند كه آن سنت جاهليت و شعار اهل شركست حقتعالى اين آيه فرستاد و رفع توهم و تحرج ايشان نمود و از صادق عليه السّلام روايتست كه آدم عليه السّلام در وقت هبوط بصفا نازل شد و حوا بمروه و بجهت اين صفا را باسم آدم صفى تسميه كردند و مروه را باسم