تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٤ - سوره البقرة(٢) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
هر چه منسوخ ميگردانيم مِنْ آيَةٍ از آيتى از قرآن بر وفق مصالح خلق و مقتضاى زمان أَوْ نُنْسِها يا فراموش ميگردانيم آن را و از دلها ميبريم نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها ميآوريم بهتر از آن آيه منسوخه در نفع عباد چنان كه مصابره يك غازى را با ده تن منسوخ كرديم بدو تن و يا در مثوبة بجهت شدت مشقت كه در ناسخ باشد و در منسوخ نباشد أَوْ مِثْلِها يا ميآريم مانند آنچه نسخ كردهايم در منفعت و مثوبت با وجود رعايت مصلحت چون تحويل قبله از بيت المقدس بكعبه بدانكه ماء شرطيه جازم ننسخ است و نأت مجزوم بر جواب شرط و نسخ در لغت ابطال شيء است و اقامه غير آن در مقام ان يقال (نسخت الشمس الظل اى اذهبته و حلت محله) و يا ابدال صورتى بصورتى و تناسخ از اين ماخوذ است و مراد بنسخ آيه ازاله لفظ يا معنى يا هر دو است و ابدال غير آن در مكان او پس ناسخ حكم شرعيست كه دلالت كند بر ازاله حكمى كه قبل از آن ثابت بوده باشد و منسوخ حكميست كه ازاله آن كرده شده باشد و تفصيل و تبيين نسخ و منسوخ و ناسخ و ابحاثى كه متعلق است بآن در كتب اصول فقه مسطور است فلتظالع ثمة و انساء آيه اذهاب آنست از قلوب چنان كه در روايت آمده كه مردى در مجلس رسول (ص) بر پاى خواست و گفت يا رسول اللَّه چند آيه قرآن ميدانستم و در نماز تهجد ميخواندم شب برخاستم فراموش كرده بودم و هر چند خواستم كه ياد من آيد ميسر نشد و ديگرى برخواست و گفت مرا نيز همچنين قضيه دست داد و ديگرى همچنين گفت پيغمبر (ص) فرمود هيچ ميدانيد كه سبب اين چيست گفتند اللَّه و رسوله اعلم فرمود اين بجهت آنست كه حقتعالى آن را نسخ فرمود و هر گاه آيتى را نسخ نمايد آن را از ياد مردمان ببرد و اين از جمله معجزات حضرت رسالت (ص) است و در مجمع آورده كه نسخ بر سه قسم است يكى منسوخ اللفظ و الحكم چنان كه از ابى بكر روايتست كه ما در اول اسلام قراءة ميكرديم كه (لا ترعنوا عن آبائكم فانه كفر لكم) حقتعالى آن را نسخ گردانيد دويم مرتفع الحكم فقط كقوله وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ الايه كه ثابت اللفظ است در خط سيم مرتفع اللفظ فقط مانند آيه رجم و اخبار بسيار واقع شده كه دلالت ميكند بر نسخ تلاوت بعضى از آيات قرآن از جمله ابو موسى روايت كرده كه مسلمانان در اول اسلام ميخواندند كه (لو ان لابن آدم واديين من ذهب لا تبغى لهما ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الا التراب و يتوب اللَّه على من تاب) و بعد از آن مرفوع شد و نيز از انس روايت است كه هفتاد كس از انصار در بئر معونه كشته شدند و در حق ايشان نازل شد كه (انا لقينا ربنا فرضى عنا و ارضانا) و بعد از آن مرفوع گشت و چون يهود در نسخ مجادله ميكردند و ميگفتند كه آن پشيمانيست و آن بر خدا روا نيست كه از چيزى پشيمان گردد و از حكمت الهى و مصلحت پادشاهى در نسخ