تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٦ - سوره البقرة(٢) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
از قبيل يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ و چون او سبحانه ميداند كه حضرت خاتميت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اعلم امتست و مبدء علم ايشانست از اين جهت است كه خطاب باو فرموده چنان كه گذشت و اين آيه در حكم دليلست بر قدرت او بر جميع مقدورات و بر جواز نسخ و لهذا ترك عاطف فرموده پس معنى آنست كه آيا ندانستهايد اى مردمان أَنَّ اللَّهَ آنكه خداى تعالى بلا شك و شبهه لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها پس هر چه خواهد تواند كرد وَ ما لَكُمْ و نيست مر شما را مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍ از غير حقتعالى كه از او بشما نفع رسد وَ لا نَصِيرٍ و نه يارى كه از شما دفع ضرر كند يعنى او است نه غير او كه مالك امور شما است و مدبر شما و اجراى امور ميكند بر آنچه صلاح شما در آنست پس بر احكام او اعتراض مكنيد و در تحصيل رضاى او كوشيد و فرق ميان ولى و نصير آنست كه ولى گاه هست كه ضعيف است از نصرة و نصير گاه هست كه اجنبى ميباشد از منصور مرويست كه يهود از وجه تحكم و تعنت از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اقتراح چيزها مىكردند و از آن جمله مىگفتند كه ما ايمان بتو نمىآوريم تا مشاهده ببينيم كه حقتعالى يك بار كتاب را از آسمان نازل سازد حق تعالى فرمود أَمْ تُرِيدُونَ ام معادل همزه است در الم تعلم يعنى آيا ندانستيد كه حقتعالى مالك امور است و قادر بر همه اشياء يا دانستهايد و مىخواهيد أَنْ تَسْئَلُوا آن كه سؤال كنيد از روى اقتراح رَسُولَكُمْ از پيغمبر خود كَما سُئِلَ مُوسى هم چنان كه سؤال كرده شد موسى مِنْ قَبْلُ بيش از اين يعنى از محمد صلّى اللَّه عليه و آله همان چيزهاى متعصبانه مىطلبيد كه پدران شما از موسى مىطلبيدند و ميگفتند أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً و گويند خطاب بمشركانست كه مىگفتند لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ و ميتواند بود كه ام منقطعه باشد بمعنى بل يعنى بلكه اراده مىكنيد كه مثل آنچه از موسى ميطلبيدند از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم طلبيده مراد نهى ايشانست از اقتراح و توصيه ايشان بثقة بر آيات بينه وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ و هر كه بدل كند كفر را بِالْإِيمانِ بايمان يعنى كفر را بر ايمان اختيار كند فَقَدْ ضَلَ پس هر آينه گم گشته است سَواءَ السَّبِيلِ از ميانه راه راست يعنى هر كه ترك ثقه نمايد بآيات بينه و شك كند در آن و اقتراح غير آن نمايد پس طريق مستقيم را گم كرده است و در كفر كه وادى ضلالت است و غوايت افتاده خلاصه معنى آنست كه اقتراح مكنيد تا گمراه مشويد از جاده راه راست و از مقصد دور نيفتيد آوردهاند كه چون مسلمانان را در واقعه احد از يهود وهنى رسيد فنحاص بن عازورا