حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٤٢ - ١٤ ناخنهاى خود را كوتاه كنيد(بررسى روايتى كهن)
نمىتوانند رؤياهاى «صادق» داشته باشند؛ مىتوان نتيجه گرفت كه آنها تنها مىتوانند رؤياهاى نادرست (باطل و أضغاث الأحلام) ببينند.[١]
خبر ديگرى كه خرگوشى نقل مىكند، در معنا مشابه با روايت منقول در پاپيروس است، گو اينكه لفظاً متفاوت از آن است:
فقد روي عن رسول الله أنه كان يسأل أصحابه كلّ يوم هل رأي أحد منكم رؤيا فيقصّون عليه رؤياهم فيعبرها لهم، ثمّ سألهم أياماً فلم يقص أحد منهم رؤيا، فقال لهم: كيف ترون و[٢] في أظفاركم الرفغ[٣] وذلك أن أظفارهم قد طالت وتقليمها من الفطرة.[٤]
البته اين، نقل است كه در تأليف ابن سيرين گزارش شده است.[٥]
به كمك اين نقلها و روايات، مىتوان خطاهاى چندى را در شيوه قرائتِ خانمِ عبود از متن پاپيروس تصحيح كرد. نتيجتاً تعبير دقيق روايتى كه زُهرى نقل كرده است، چنين مىشود:
١٠. [قال و] حدثني الليث قال حدثني عقيل عن ابن شهاب قال بلغنا ان رسول الله.
١١. كان يسأل عن الرؤيا فيجبه الرجل [ث-] م [انّه-] م أتو [او] سألهم مراراً فلم يخبره أحد منهم بشيء.
١٢. فرأ أظفارهم قد طالت ودخلها وسخ فقال تر [و] ن و تر [و] ن وهذا في أظفاركم.
پيامبر همواره (از اصحابش) راجع به خوابهايشان مىپرسيد و آنان پاسخ مىدادند. سپس (يك بار وقتى كه) آنها آمدند[٦] و او چند بار از آنان سؤال كرد، هيچ
[١]. در باره تمايز ميان رؤياهاى صادق و كاذب، بطور نمون، ر. ك: تعطير الأنام فى تعبير المنام، ج ١، ص ٣- ٤.
[٢].« و» در نسخه، مفقود است.
[٣]. در نسخه،« الرفع» است.
[٤]. البشارة والنِذارة، خرگوشى، نسخه خطىBr Mus .Or ٢٦٢٦ . برگ ٦ الف.
[٥]. تفسير الأحكام الكبير، ص ٢٣.
[٦]. به نظر مىرسد كه قرائت خانم عبود:« أبوا؛ آنها خوددارى كردند»، بىوجه است.